تبليغاتX
گـروه تئـاتـر ســــوال ؟

گـروه تئـاتـر ســــوال ؟

مــا زنـده به آنیــم که آرام نگــیریـم ___ مــوجـیم که آســودگـی مـا عـدم مـاست

رسانه ملی ;جاذب یا دافع

 امیررضا جلالی

 

"فقط نهایت جهل یا نهایت هوشمندی می تواند در مقابل تغییر مقاومت کند." سقراط

 

اکنون در زمانه ای به سر می بریم که قدرت ها،هر لحظه به فراخور جغرافیای فرهنگی و سیاسی خود،دائما در تکاپوی حفظ ساختار و ارزش هایشان با استفاده  از هر ابزاری هستند.این ابزار در گذشته و حال بی وقفه منویات حاکمیت را تبلیغ میکرده و می کند.یکی از مهمترین و پرقدرت ترین این ابزارها،رسانه "media" و به خصوص تلویزیون (منظور شبکه های تصویری ) است که در جوامع مختلف به عنوان یکی از بازوان حرکتی و جنبشی دولت ها مورد استفاده قرار گرفته است.در کشور ما نیز از بدو ورود این فن آوری،حاکمیت وقت فارغ از اینکه مردم چه طرز فکری دارند ،به دنبال تصویر کردن التزامات و امریات خود بود و به عنوان یک کاتالیزور اطلاعاتی جامعه ی روزگار خود را رصد می کرد.جامعه ای سنتی که مردمانش اغلب قشر مذهبی را تشکیل می دادند و پایبند به اصول شرع و موازین اسلامی بودند،حالا با پدیده ای روبه رو شده اند که دنیایی جدید و بی مرز را برایشان ترسیم می کرد.بعد از انقللاب سال  57  که رسانه در به وجود آمدن و استحکامش  نقش پررنگی داشت،قضیه به شکلی دیگر نمودار شد.قوانین و رویکردهای مذهبی در تلاش برای ادغام  با نوآوری های مدرن،تلویزیون را به سمت اسلامیزه شدن برد.از همان زمان به بعد ،چه در سال های جنگ،چه در زمان سازندگی چه اصلاحات و چه اکنون،شاهد تصمیم گیری های آزمون و خطا در این رسانه بودیم که دیگر تحت نظارت سازمان "صداوسیما" قرار گرفته بود.در سال های اخیر و به خصوص بعد از اتفاقات سال 1388،این رسانه بیشتر به سمت خطا رفته است تا آزمون!یکی از مهمترین مولفه های مورد بحث،نوع ساختن سریال ها و فیلم های تلویزیونی است که به طور فراوان و پی در پی در تمام کانال های تلویزیونی،ساخته می شود و مهمتر آنکه بعضا ،برخی از این سریال ها مورد انتقاد خود مسئولین صداوسیما هم قرار می گیرد.نمونه ی آخرش همین یک ماه گذشته بود که به دستور معاون سیما سه سریال،که در اواسط قسمت های پخش قرار داشت، به صورت همزمان از کنداکتور سیما خارج شد و علت "تلخی و غمزدگی و آموزه های غلت برای جوانان و خانواده ها"عنوان گردید. بعد از مدتی به یکباره و باز هم به صورت همزمان،این بار دو سریال طنز به روی آنتن رفت که کاملا مغایر با فضا و ژانر کارهای پخش شده ی پیشین بود.یکی سریال "نقطه سر خط" به کارگردانی سعید آقاخانی و دیگری"خانه ی اجاره ای" به کارگردانی رامین ناصر نصیر . حال به این دو،کمدی آیتمی "خنده بازار" کاری از فرید شب خیز را هم اضافه کنید که سری جدیدش به تازگی شروع شد که در بعضی از قسمت ها شاهد گذشتن از خط قرمزها و مدیوم همیشگی صدا وسیما هستیم .همه ی این ها تنها یک پیام دارد و آن هم رویکردی کاملا متفاوت و پوست انداخته شده از جانب مدیران سیماست که یک مرتبه از فضای غم و اندوه و سیاه گذشته به این فضای هجوآمیز ورود می کنند.که البته امیدواریم این تغییر فضا و ساختار اجرایی، صرفا به جهت ایام انتخابات نباشد.

اما مولفه ی مهم دیگر،برنامه های متعدد گفتگو محور (Talk Show)  است که شب و روز بی امان از تمام شبکه های تلویزیونی در حال پخش است و فارغ از این که این برنامه ها بیننده ای هم دارد یا خیر باید گفت که این کار به نوعی توهین به فهم و شعور مخاطب است.در روزگاری که مردم مهمترین دغدغه اشان ،خرید گوشت و مرغ و گران شدن بنزین و تهیه کردن مایحتاج شب عید است(البته اگر بشود تهیه کرد)،صداوسیما انگار کوچکترین توجهی به این مسائل ندارد و منحصرا ملت را به سمتی دیگر سوق می دهد.صداوسیما که عنوان سنگین و پر طمطراق "رسانه ملی" را به دوش می کشد ناگزیر است که مخاطب را از جهت سرگرم سازی و تولیدات ارزشی و هویتی،سیراب کند که این حرکت به خودی خود باعث جاذبه مردم می شود و در نهایت به سود حاکمیت است.

  

چاپ شده در "هفته نامه "ستاره صبح" در تاریخ 6/اسفند/1390

پایان

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 اسفند1390ساعت 16:23  توسط امیررضا-امیرحسین   | 

امیررضا جلالی

 سینمای این روزها

 

سی امین جشنواره فیلم فجر با تغییراتی کوچک و بزرگ از راه رسید و بار دیگر این رویداد بزرگ سینمایی ، محفلی شد برای ارزیابی و رقابت خانواده بزرگ سینما. آنچه که در جشنواره امسال نمود بیشتری دارد افزایش تعداد فیلم ها در بخش مسابقه است که می توان علت آن را در 2 چیز دانست.اول آنکه معاونت سینمایی در پی تصمیمات اخیر خود مبنی بر انحلال خانه سینما و به تبع آن از دست دادن اعتباری که سالها برای به دست آمدنش خون دل ها خورده شده بود،دنبال راه حلی برای به دست آوردن جایگاه خود،دست به افزایش تعداد  فیلم ها زده است. دوما غیبت کارگردانان صاحب سبک و بعضا جریان ساز نسل اول و تا حدودی نسل دوم شاید دارد به یک رویه در سینمای ما  تبدیل می شود.حضور بزرگانی چون فرهادی،بیضایی،حاتمی کیا،تقوایی،کیمیایی،مجیدی،فرمان آرا،کمال تبریزی،رخشان بنی اعتماد،سجادی،تهمینه میلانی و ... به هر فستیوالی تشخص و اعتبار می بخشد. معاونت سینمایی وزارت فرهنگ به دنبال آن است که  این خلا بزرگ را با بیشتر کردن انواع فیلم ها و حتی به قول خودشان "تنوع سلایق"  پر کند. البته ناگفته نماند که تولد نسلی آرمان خواه و خوش فکر با سطح اندیشه ی بالا در عرصه ی فیلم سازی،خود نوید بخش آینده ای روشن است اما سینمایی که از تجربه و پختگی خالی شود و صرفا هوای "پوست انداختن" داشته باشد آن هم از نوع بازدارنده، قدرت بازآفرینی و استمرار نخواهد داشت.شاید تلفیق معیاریِ این دو،بر پیشرفت و محق بودن آن بیفزاید.

آیا کیفیت فیلم ها و تنوع سلایق توانسته است  انتظارات  را بر آورده سازد؟ آنچه که از کلیت جشنواره تا این روزاز بازخورد مخاطبین فیلم ها  مشاهده شده است "ناراضی بودنشان" است.به جز یکی دو فیلم که آن هم در قیاس با جشنواره های گذشته در سطح پایینی قرار دارند،مابقی فیلم ها نوید روزهای خوشی برای سینمای ایران را نمی دهند. اگر در دوره های قبل، از  جشنواره ای به عنوان  "سامان یافته" و "ارزشمند"  یاد می شد نه به این دلیل که برگزار کنندگان و مجریانش معلول  آن بوده اند،بلکه این فیلم ها و شاهکارهای صاحبان و مجموع عوامل هر فیلم بوده است که بعضا باعث ماندگاری فلان جشنواره گردیده است.

شاید این نارضایتی مخاطبین جشنواره امسال اعم از منتقدین و قشر سینمادوست نشات گرفته از بی سروسامانی شخصیت های حاضر در آثار است.آدم هایی که انگار دغدغه شان ،با دغدغه مردم بیرون از فیلم و دنیای واقعی فرق دارد! درست است که سینما قرار نیست گره از کار مشکلات جامعه باز کند و حل کننده معضلات ریز و درشت باشد.سینما جاییست که صرفا آلام و دردهای یک اجتماع را وارسی می کند.تحلیل می کند اما جواب نمی دهد.منتقد است و برای انتقاد کردن نیاز به ابزارهایی دارد. مهمترین ابزار،نگاه باز و منعطف مدیران دولتی و غیر دولتیست که ارمغانش برای فیلم ساز ، به وجود آمدن فضای ایده ال و بدون تنش است.وقتی کارگردان و فیلم نامه نویس با ترس و دلهره در اولین گام،بخواهد به دنبال ساخت اثرش برود،خودآگاه یا ناخودآگاه دچار بیماری خودسانسوری می شود.همان دردی که امروز سینمای ما بدان دچار شده است.وقتی کارگردانی که با پروانه نمایش فیلمش در جشنواره حضور پیدا می کند و به یکباره خبردار می شود که دچار ممیزی شده است،و دلیلش "تلخی و غمبار بودن فیلم" عنوان می شود ، دیگر به چه امیدی به دنبال ترسیم کردن ضعف های جامعه برود.اگر اهل مطالعه ی نشریات روزانه باشید به وفور تلخی ها را در بطن جامعه ی مدرن نمایمان می بینید.اگر هنرمند و اخص فیلم ساز،تصویرگر این نا هنجاری ها نباشد،پس چاره ی درمان را کجا باید جست؟بنابراین همین می شود که کارگردان ما به سمت سینمای سخیف و بی هویتی رو می آورد که فیلم هایش انگار هیچ ربطی به واقعیت امروزمان ندارد!

اما در جشنواره ی امسال ، شاهد ازدیاد فیلم هایی با مشخصه های واحد بودیم.فیلم هایی که می خواهند در یک زمان محدود 90 دقیقه ای یا کمتر یا بیشتر،فارغ از داستانی خطی ،دغدغه مند باشند.گویا کارگردانان جدا از تعریف کردن "قصه" به عنوان اصلی ترین عنصر "درام"،در پی جزییات روزمرگی اند.نوعی از سینما که اتفاقا از سخت ترین های آن هم هست. آدم های این فیلم ها،در زندگی شهری و بی هویت خود به دنبال راه حل بهتر می روند گو آنکه بدترین مسیر را انتخاب می کنند.بعضا دچار یاس و نومیدی می شوند و گاهی منجی (عشق،خانواده،دوست،شرایط اجتماعی یا ...) از راه می رسد و جلوی هدر رفتن و تباهی او را میگیرد و غالبا هم قادر به این کار نمی شود.ستون اصلی این فیلمها در برجسته شدن مشکلات شخصی قهرمان فیلم است که اسباب زحمتی می شود که او را زنجیروار به ورطه ی نابودی می کشاند.حال این می تواند به یک شوخی تبدیل شود و کمیک به پایان برسد و یا خصمانه و تراژیک.اما هرچه هست انگار موج جدیدی به راه افتاده است تا "کارگردانی سینمای ایران ،خود به یک پایان تراژیک ختم شود.امیدواریم این گونه نباشد.

 چاپ شده در هفته نامه  "ستاره صبح"

و همچنین سایت اختصاصی منتقدین    http://montaghed.ir/showGroup.asp?GroupID=5

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 اسفند1390ساعت 0:22  توسط امیررضا-امیرحسین   | 

امیررضا جلالی

 

گلدن گلوب:جایزه ای غرورآفرین

ذات هنر فی نفسه  ساده است.هر قدر در زیر وبم هنر کنکاش بیشتری شود بر بی آلایشی و سادگی اش مهر تایید زده می شود.انسان به عنوان پدیدآورنده هنر(بعد از خالق) همیشه بر اساس توانایی ها و خلاقیت های نهفته اش،سعی در بازآفرینی و یا آفرینش هنر،تلاش کرده است. در کشور ما سالیانی است بس دراز که هنرمندانی با الهام گرفتن از طبیعت پر راز،زیباترین گونه های فرهنگی را پدید آورده اند،اما در زمانه ی خود بر اثر کوته بینی ها و ناملایمات روزگار خویش،موانعی را برای تعالی خود بر سر راه  می گماردند.

اما بحث مهمی که این روزها نقل محافل و مجالس اعم از سیاسی،اقتصادی،ورزشی و...و مهمتر از همه توده های مردم است که باعث می شود در لابه لای معضلات و مشکلات فراوان کمی لبخند بزنیم،موضوع سینماست و البته قصه "جدایی". کم پیش میاید که در کشور ما مبحث هنر و مشخصه آنکه سینما این گونه  باعث نشاط جمعی شود و حتی کسانی که شاید خیلی هم اهل هنر هفتم نیستند را به این بهانه که نام ایران در مجامع بین المللی با افتخار برده می شود تحت تاثیر قرار دهد.

حال این اتفاق افتاده است و تمامی هم ندارد.کاندید شدن در بخش بهترین فیلم خارجی و هم چنین بهترین فیلم نامه بار دیگر امید هایمان را "سینمایی تر" کرد.نگارنده در این مقال بیشتر در پی آنست که سوال کند! در پی پاسخ باشد!سوال از این که چرا همه دل هایشان یکی نیست؟چرا بعضی هایمان به اصغر فرهادی حسادت می کنیم؟ مگر فرهادی ایرانی نیست و مگر فرزند این ملک نیست؟مگر غیر از این است که مسئولین همیشه شعارشان رشد و بالندگی جوانان این سرزمین در عرصه های داخلی و خارجی است؟مگر همه سرمایه و تلاش جز این است که  نام کشور در سراسر گیتی به نیکی برده شود؟به شعارهایمان مخصوصا در این 33 سال گذشته نگاه کنیم!چرا بعد از گذشت چند روز از اتفاق خجسته ی گلدن گلوب،هم چنان هیجانات کاذب بعضی ها فرو ننشسته و می خواهند به بهانه های به قول خودشان دلسوزانه  این اتفاق را تخطئه کنند.؟برای که دل می سوزانید؟مردم؟سری به کوچه بازار زده اید؟سری به شبکه های اجتماعی ؟بازخورد این جایزه و به تبع آن کاندیداتوری اسکار را هر ایرانی واقعی برای خود افتخاری می داند.

و اما سوالی از مسعود خان فراستی! همه کسانی که اهل سینما و پی گرفتن فیلم ها حداقل در ایران هستند و برنامه هفت را دنبال می کنند،شاید این نکته برایشان روشن شده باشد که فراستی بسیار به مباحث تئوریک سینما پایبند است و حاضر نیست به هیچ قیمتی ذره ای از آن عقب نشینی کند و حتی خلاقیت های کارگردانان جوان مان را که بعضا از روی خلاقیت کارهایی تلفیقی در نوع روایت و ژانر می کنند بر نمی تابد.و از آن مهمتر آنکه آقای فراستی بسیار به سینمای کلاسیک آن هم از نوع امریکایی اش علاقه دارد و اصلا یکی از انتقادهایی که موافق و مخالف به ایشان می کنند همین است که چرا از سینمای کلاسیک آمریکا فاصله نمیگیرد و پی در پی سینمای مدرن و پسا مدرن امروز را با آن مقایسه می کند وبعضا مع الفارق . فراستی در برنامه هفته گذشته خود   با همان لحن تخریبی و یکطرفانه خود چنان به فیلم "جدایی نادر از سیمین" تاخت که اصلا شک می کنیم که آیا نظرات خودش بود یا ...

ایشان در نشریه ی همشهری جوان گفته بودند "من از بابت ستاره ندادن و تایید نکردن این فیلم پوزش می خواهم" اما دیری نپایید که به یکباره آرای ایشان برمی گردد.

باری،از این دست پرسش ها بسیار است که خدارا شکر تا کنون جوابی هم (اگر داشته باشد) داده نشده است.اما اگر قرار است ما این همه در سال هزینه سینما کنیم و پول بیت المال در این راه صرف شود تا نتیجه ای به دست آید و موفقیتی را سبب شود،خوب این هم موفقیت. پس غایت  موفقیت در سینما کجاست؟مگر هزینه ی فوتبال نمی شود تا تیم ملی مان به جام جهانی برود؟مبالغ گزافی که در ورزش صرف می شود کجا بودجه سینما کجا؟ ولی اگر تیم ملی موفقیتی کسب می کند و به جام جهانی میرود از آن به عنوان حماسه ملی یاد می شود اما در سینما همه می شوند دشمن! اصلا قرار نیست که اینجا به اسکار مشروعیت ببخشیم و یا گلدن گلوب را بی ایراد معرفی کنیم. شکی نیست که سینمای هالیوود سوای از سرگرمی که مهمترین هدفش است،در پی نهادینه کردن گفتمان و فرهنگ آمریکاییست.که تا حد بسیاری موفق نیز بوده است.کما اینکه این کار را چنان با ظرافت و دقت انجام می دهند که در آثارشان به هیچ عنوان "شعار" جایی ندارد زیرا عنصر "سرگرمی" را مهمترین مولفه ساختاری سینمای خود می دانند.اما این چه دخلی به انتخابهایشان دارد.اگربدنه ی مدیریتی آنان پر از ابهام است که هست چرا از استقبال مردمان دنیا از این فیلم حرفی زده نمی شود؟ در اروپا و آمریکا این فیلم برای عوام به نمایش در آمد و در بعضی از کشورها در برخی از هفته ها هم در صدر پرفروش ها بود و هم رکوردار فروش.آیا مردم دنیا همه صهیونیست شده اند؟چه اشکال دارد که از تریبون آنان که در پی تحریم و منزوی کردن ایرانمان هستند ،روشنفکر متعهد وهنرمندی مانند فرهادی بالا برود و ندای صلح دهد.واقیت هویتیمان را بگوید.مگر غیر از این است که ما صلح طلبیم و علی رغم حق خواهیمان در پی جنگ و قیل و قال نیستیم.او از پدرش  نمی گوید از همسر وفادارش از مادرش از خانواده اش و اصلا از فیلم حرفی نمی زند.او ایرانی تر از خیلی هایمان است که از همه چیز نمی گوید و از مردم و کشورش در یک نبردگاه فرهنگی دفاع می کند.  ذره ای باید تامل کرد و به دور از هیجانات کاذب و چشمان بسته،به این فکر کرد که چقدر این فیلم ایرانی است؟چقدر با گفتمان فرهنگی و ارزشی ما جور در می آید.حضور نمادین قرآن و قسم خوردن های پی در پی و معتقدانه به آن تنها گوشه ای از این مصداق است.

به هر حال این فیلم هم قابل نقد است و انتقاد،مایه ی پیشرفت هنر.اما تخریب و تکفیر یک اثر هنری به علاوه توهین های سلحشورانه به کارگردان و دیگر عوامل،قطعا نه تنها بازدارنده است بلکه همان بلایی که بر سر امثال بیضایی و نادری وفرمان آرا و...آورد بر سر او هم می آورد.حال نیکوتر است قلب هایمان را صاف تر کنیم و منطق مان را راست تر و به امید اسکار بنشینیم و در انتظار.

در انتظار ندای صلح دیگری که فرهادی بر بام سن کوداک تیاتر به جهانیان خواهد داد.

چاپ شده در نشریه "ستاره صبح" ۱۰ بهمن ۹۰

*امیررضا جلالی*

+ نوشته شده در  شنبه 29 بهمن1390ساعت 3:39  توسط امیررضا-امیرحسین   | 

فرهادی گلدن گلوب را هم گرفت

افتخاری دیگر برای سینمای "ایرانی"
 
فرهادی : مردم من صلح طلب هستند
 حضور مارتین اسکورسیزی، استیون اسپیلبرگ، وودی الن، پدرو المادوار و برادران داردان در کنار اصغر فرهادی از ایران از مهمترین اتفاقات گلدن گلوب شصت و نهم بود. اصغر فرهادی با فیلم جدایی نادر از سیمین پس پشت سر گذاشت یک تور بین المللی موفق و کسب جوایز متعدد جهانی در بخش بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان گلدن گلوب کاندیدا شده است.

این فیلم که پیش از این برنده سه جایزه از جشنواره برلین شده بود، اتفاقی که در این فستیوال بی نظیر بوده به عنوان نماینده سینمای ایران در اسکار معرفی شد و کمتر از یک ماه قبل از این مراسم در مراسم گلدن گلوب 2012 شرکت کرد تا با فیلم های از چین، آمریکا(به زبان بوسنیایی)، بلژیک و اسپانیا رقابت کند.

مراسم گلدن گلوب شصت و نهم  از دقایقی پیش (ساعت پنج به وقت استاندارد پاسيفيك (4:30 تا 7:30 صبح به وقت تهران) در هتل بورلي هيلتن در بورلي هيلز كاليفرنيا آغاز شد. اجرای مراسم امسال به عهده ريكي جروايز كمدين، نويسنده، كارگردان و تهيه كننده انگليسي است که براي چهارمين بار وظيفه اجراي برنامه مراسم اهداي جوايز را بر عهده گرفته است.

4:40 - اصغر فرهادی به همراه پیمان معادی در این مراسم شرکت کرده بود.
 جانی دپ به عنوان اولین مهمان برای معرفی فیلم هوگو ساخته مارتین اسکورسیزی به روی سن آمد و پس از معرفی کاندیداهای بهترین این بخش فیلم جدایی نادر از سیمین را به عنوان برنده این جایزه اعلام کرد. اصغر فرهادی به همراه پیمان معادی به روی سن رفتند و فرهادی در سخنرانی پس از دریافت جایزه خود گفت: همیشه به این فکر می کردم که در این لحظه از چه کسی حرف بزنم و تشکر کنم؟از پدرم؟مادرم؟همسرم؟دخترم؟ ولی بهتر دیدم در این لجظه از مردم سرزمینم بگویم و از انها تشکر کنم.

4:50- اهدای جوایز با بخش سریال های تلویزیونی شروع شد که برنده شدن کیت وینسلت در این بخش سریال کوتاه تلویزیونی برای سریال Mildred Pierce جالب توجه بود. وینسلت در بخش جایزه بهترين بازیگر زن فيلم موزيكال يا كمدي هم برای فیلم کشتار کاندیدای دریافت جایزه است. وینسلت در سخنرانی پس از دریافت جایزه خود این جایزه را به فرزندان خود تقدیم کرد.

5:15- لودويك بورس براي موسیقی متن فیلم صامت «هنرپيشه» برنده جایزه بهترین موسقی متن فیلم شد. این موسیقی دان فرانسوی که چندان انگلیسی نمی دانست مجبور شد از روی یک برگه متن سخنرانی خود را به انگلیسی دست و پا شکسته ای بخواند. سایر کاندیداهای این بخش عبارتند از: ترنت رزنور و آتيكوس راس آهنگسازان فيلم «دختري با خالكوبي اژدها»، هاوراد شور سازنده موسيقي متن «هوگو»، جان ويليامز براي موسيقي متن «اسب جنگ»

5:25- مدونا برای آواز فیلم «دبليو. اي»، فیلمی که خودش ان را کارگردانی کرده بود برنده جایزه بهترین آوازهای اورجینال فیلم شد. سایر کاندیداهای این بخش عبارت بودند از:گروهی از خوانندگان برای فیلم «خدمتکار»، کریس کرنل برای فیلم «واعظ با مسلسل»، برایان بیرن و گلن کلوز برای موسیقی متن فیلم «آلبرت نابز»، التون جان و برنی تاوپیم برای موسیقی متن فیلم «نومئو و ژوليت»

5:30- ميشل ويليامز که در فیلم «هفته من با مريلين» نقش مرلین مونرو را بازی کرد را بازی کرد برنده جایزه بخش بهترين بازیگر زن فيلم موزيكال يا كمدي شد. او در این بخش رقبای سرسختی چون  و جودي فاستر و کیت وینسلت را برای بازی در فیلم کشتار و همچنین چارلیز ترون را برای بازی در فیلم نوجوان در کنار خود می دید.

5:40- كريستوفر پلامر بازیگر فیلم «تازه‌كارها» جایزه بهترين بازیگر مرد نقش مکمل را از آن خود کرد. او پیش از این هم برنده جایزه ایمی شده بود.
5:45-
وودی آلن که خودش در سالن حاضر نبود و برای گرفتن جایزه به روی سن نرفت برنده جایزه بهترین فیلنامه گلدن گلوب برای فیلم نیمه شب در پاریس شد.

6:00- راس ساعت شش به وقت ایران، مدونا به روی سن آمد تا برنده جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان را معرفی کند. و سرانجام پس از نمایش قسمت های از پنج فیلم کاندیدای این جایزه سرانجام فیلم جدایی نادر از سیمین از ایران برنده جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان گلدن گلوب شد. فرهادی پس از دریافت جایزه از مردم ایران تشکر کرد و گفت مردم ایران دوست داشتنی ترین مردم دنیا هستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1390ساعت 13:41  توسط امیررضا-امیرحسین   | 

انتقاد یک فیلمساز / جشنواره فیلم فجر وحشت دارد فیلم‌هایم را در بخش مسابقه قراردهد

 مهرشاد کارخانی کارگردان فیلم سینمایی «اکباتان» که در بخش خارج از مسابقه جشنواره فیلم فجر پذیرفته شده در یادداشتی انتقاد خود را نسبت به نحوه انتخاب فیلم‌های جشنواره اعلام کرد.

 

 «اکباتان» چهارمین فیلم کارخانی است که پیش از این سه فیلم دیگر او هم به بخش مسابقه جشنواره راه نیافته بودند.

 

متن یادداشت او به محمد خراعی دبیر سی‌امین جشنواره فیلم فجر به این شرح است:

 

«مفتخریم از اینکه شما دبیری جشنواره سی‌ام فجر را به عهده گرفته‌اید، و عزم خود را جزم کرده‌اید تا نظم نوینی را بعد از 30 سال به مرحله اجرا بگذارید...

 

آیا بعد از پایان این جشنواره شما و برنامه‌های ذهنی که با خود آورده‌اید باقی خواهید ماند؟ که بعد از این کل سینمای ایران به برنامه‌های نوین شما اقتدا کند، لابد این را هم می‌دانید که ما در سرزمینی غیر استاندارد زندگی می‌کنیم ‌و یک شبه نمی‌توان جشنواره‌ای را که 30 سال با بی‌نظمی و آشفتگی به حیاتش ادامه داده تغییر داد...

 

اگر بدانیم معیار بودن یک فیلم در بخش مسابقه و یا خارج از مسابقه چیست؟‌ آن وقت می‌توانم فیلم پنجم خود را براساس سلیقه مبهم و مشکوک هیئت انتخاب بسازم، تا به حال هر چهار فیلمی که ساخته‌ام به بهانه‌های گوناگون تبعید شده‌اند به بخش خارج از مسابقه، حالا دیگر مثل روز روشن است جشنواره فیلم فجر وحشت دارد فیلم‌های مرا در بخش مسابقه قرار دهد...

 

هم در رقابت نمی‌تواند جواب فیلمسازهای نور چشمی‌اش را بدهد، هم فرصت برای دیده شدن فیلم‌های خنثی بخش مسابقه کم می‌شود. چرا که فیلم‌هایم ساز مستقل می‌زنند، و در این آشفتگی سینمای امروز ایران فیلم مستقل ساختن، ‌اندیشه مستقل می‌خواهد و من حاضر نیستم نان را به نرخ روز بخورم، به قول امیر نادری نان را تو ... نزن بخور، او می‌گفت نمایش داده شدن درست و دقیق یک فیلم مهم‌تر از ساختن خود فیلم است، آن وقت اکثر فیلم‌هایی که امسال برای هیئت انتخاب نمایش داده شده‌اند، یا ناقص بوده، یا در مرحله‌ راف کات قرار داشته‌اند. آخر چگونه می‌توان یک فیلم را بدون صداگذاری و با دیالوگ‌های ناقص مورد انتخاب و داوری قرار داد.

 

باید بگویم هیئت انتخاب این دوره با همه تجربیاتشان فریب حرف‌های بلند پروازانه دبیر جوان جشنواره را خورده‌اند، و باید به این هئیت انتخاب تبریک گفت، و از آنها پرسید: واقعا شما در زندگی هفته‌ای چند فیلم تماشا می‌کنید،‌ آیا اگر هم تماشا می‌کنید، فیلم‌ها را ناقص و به شکل راف کات می‌بینید، ‌یعنی به صدا،‌ دیالوگ،‌ موسیقی آن توجه نمی‌کنید، راستی چقدر موسیقی را می‌شناسید؟

 

با سبک‌های هنری سینمای روز جهان چه اندازه آشنایی دارید،‌ آیا تفاوت خط مورب و موازی را در سینما می‌دانید، ‌می‌دانید که یک کلمه اگر نقطه‌اش عوض شود،‌ معنی‌اش عوض می‌شود،‌ اگر این‌ها را می‌دانستید نباید گول حرف‌های یک دبیر بی‌تجربه را می‌خوردید، آیا همه فستیوال‌های درجه یک جهان هم فیلم‌ها را اینگونه در مرحله راف کات انتخاب می‌کنند؟

 

هرچند شخصا سال‌هاست که جشنواره فیلم فجر اعتبارش را برایم از دست داده است، ولیکن به درخواست و احترام تهیه کننده و دیده شدن زحمت عوامل فیلم توانستیم یک نسخه ناقص و راف‌کات از فیلم «اکباتان» به دفتر جشنواره برسانیم.

 

باید از دبیر جشنواره که دم از نظم انضباط می‌زند سئوال کرد: ‌چرا نباید یک نفر به عنوان نماینده فیلم به هنگام نمایش حضور داشته باشد. تا فیلم به شکل درست و حرفه‌‌ای روی پرده به هیئت انتخاب نشان داده شود، واقعا اگر اشکالی فنی به هنگام نمایش در دستگاه پخش به وجود بیاید، چه می‌شود؟ چه کسی جوابگو است؟ ‌واضح است که حس و حال هیئت انتخاب نسبت به آن فیلم به هم می‌ریزد و فیلم در جا می‌سوزد...

 

این بی‌نظمی دیگر در جشنواره فیلم فجر عادی شده است، حضور مهمانان متفرقه در افتتاحیه و اختتامیه، پخش ناعادلانه کارت‌ها و بلیت‌ها مهمان،‌ دیر رسیدن همیشگی بولتن پر غلط جشنواره،‌ نمایش نامناسب و خرابی آپارات سالن‌ها.... در این سال‌ها آداب حرفه‌ای در جشنواره فیلم فجر به کلی فراموش شده و حتی هیئت انتخاب بازیچه‌ای هستند تنها برای برگزار شدن یک جشنواره ضعیف و غیربین‌المللی.

 

جشنواره فیلم فجر با تمام باند بازی‌اش اگر شهامت دارد همه فیلم‌های بخش‌های مختلف را به داوری و انتخاب مردم بگذارد نه فقط بخش مسابقه را، تماشاچیان و منتقدان سینما می‌توانند بهترین داوران جشنواره باشند...

 

«اکباتان» را با اقتباس از فیلم «فرار از تله» زنده یاد جلال مقدم ساخته‌ام، و با سرمایه کاملا‌ شخصی تهیه کننده بخش خصوصی و همت گروهی از سینماگران صاحب‌فکر که با علاقه و دلسوزانه تلاش کردند این فیلم به سرانجام برسد.

 

باید از هیئت انتخاب این دوره از جشنواره و دبیر آن پرسید آیا فیلم «فرار از تله» را دیده‌اند که البته می‌دانم آقای طوسی و نعمت‌اله این فیلم را خوب دیده‌اند و جلال مقدم را خوب می‌شناسند، ولی دیگر اعضای هیئت انتخاب شاید اسم این فیلم را هم یادشان نباشد، و حتی یک سکانس از فیلم را هم بیاد نیاورند.

 

اما همه منتقدان جدی سینما «فرار از تله» را بارها دیده‌اند و می‌دانند که این فیلم جز چند فیلم برتر تاریخ سینمای ایران است و می‌دانند جلال مقدم کی بود و برای سینمای پیشرو ایران چه کرد... جلال مقدم در زمان حیاتش به خصوص در روزهای آخر زندگی‌اش قدر ندید.»

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 دی1390ساعت 20:42  توسط امیررضا-امیرحسین   | 

پيشنهاد اصغر فرهادي به وزارت ارشاد درباره «خانه سينما»:

 

انحلال را به راي بگذاريد


  •  «سينماي ايران روزهاي حساسي را سپري مي‌كند، يك روز را به وقت ايران يك روز را به وقت آمريكا!» حتما بعد از خواندن اين جمله گمان مي‌كنيد قرار است در ادامه اين سطور از زاويه‌اي ديگر از ماجراي كش و قوس «خانه سينما» و معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي رونمايي شود، اما زهي خيال باطل. اهالي خانه سينما صبح روز گذشته را مانند چند روز اخير در راهروهاي دادگاه گذراندند. فرهاد توحيدي كه كمي ديرتر از وكيل خانه سينما به مجتمع قضايي شهيد صدر رسيده بود، پس از خارج شدن از دادگاه، از ارايه توضيحاتي به قاضي پرونده خبر داد و اعلام كرد: «از نظر حقوقي اوضاع به نفع ماست.»اين در حالي است كه رييس ديوان عدالت اداري ساعتي بعد با بيان اينكه «درخواست صدور دستور موقت براي جلوگيري از انحلال خانه سينما قبل از رسيدگي به پرونده از سوي شعبه مربوطه پذيرفته نشده است»، گفت: «رسيدگي به اين پرونده نياز به زمان دارد.» این درحالی‌است که جاي اميدواري براي بازگشت و لغو انحلال خانه سينما وجود دارد. احمد توكلي، رييس مركز پژوهش‌هاي مجلس بار ديگر درباره اثرات منفي اين انحلال سخن گفته است و هيات‌مديره خانه سينما به همراه تعدادي ديگر از سينماگران ظهر ديروز با لاريجاني رييس مجلس شوراي اسلامي ديداري داشتند. از تمام اين حرف و حديث‌ها كه بگذريم نبايد فراموش كرد كه اين روزها در تهران خانه‌اي پلمب شده كه حتي صداي همسايه‌هايش هم از اين اتفاق درآمده است. «خانه تئاتر» و «خانه موسيقي» در بيانيه‌هايي از اتفاقي كه براي «خانه سينما» افتاده ابراز ناخرسندي كرده‌اند، اما اميد به باز شدن گره بين دو طرف دعوا همچنان پابرجاست. اين «جدايي» در اين روزها حال سينماي ايران را حسابي ناخوش كرده است.اين روزها در آمريكا «جدايي...» به سبك يك ايراني كلكسيون افتخارات سينماي ايران را تكميل مي‌كند. اين «جدايي» كجا و آن «جدايي...» كجا!سينماي ايران در اين روزها گرم و سرد را با هم مي‌چشد. مجادله «خانه سينما» و معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دست‌كم اگر هيچ عايدي نداشت، حمايت اهالي سينما را از خانه‌شان به خوبي نشان داد. عزت‌الله انتظامي، رضا كيانيان، عليرضا خمسه و... خلاصه بيشتر اعضاي خانه سينما و اتحاديه صنوف سينمايي نشان دادند كه حرمت صاحب‌خانه از خانه است. در ادامه رشته واكنش‌هاي سينمايي «اصغر فرهادي» كه با «جدايي نادر از سيمين» دنيا را غافلگير كرده است، از دموكراتيزاسيون سينمايي براي حل مشكل دوطرف دعواي سينمايي سخن گفته است.نامه «فرهادي» در حالي منتشر مي‌شود كه بامداد سه‌شنبه هفته جاري، اين كارگردان ايراني در جمع حلقه منتقدان فيلم نيويورك جايزه بهترين فيلم خارجي‌زبان سال 2011 را دريافت كرد و گفت: «دلم مي‌خواهد اين جايزه را با خانواده بزرگ سينماي ايران شريك شوم كه روزهاي سختي را مي‌گذرانند و افتخار مي‌كنم كه عضوي از اين خانواده هستم.»آنچه در ادامه مي‌آيد پيشنهاد فرهادي از دوردست‌ترين جاي جهان براي دعواي سينمايي است:
    «آقاي شمقدري
    من قصد رمزگشايي و نيت‌خواني از تصميم شما به انحلال خانه سينما را ندارم، اما اگر اين تصميم را بر اين مبنا اتخاذ كرده‌ايد كه اكثريت اهل سينما و اعضاي صنوف همسو و هم‌نظر با راي و روش شمايند و تنها معدودي به دلايل پيدا و پنهان ساز مخالف مي‌نوازند، پيشنهاد مي‌دهم تصميم انحلال خانه سينما را در ميان چندهزار عضو آن به راي بگذاريد. مي‌توان روزي را مشخص كرد و گروهي را از دو سوي موضوع اختلاف براي نظارت بر روند و شمارش آرا برگزيد و اين تصميم را به سادگي به راي گذاشت. بديهي‌ است اگر اكثريت اعضاي اين خانواده راي به انحلال و تعطيلي روند فعلي خانه سينما دادند هيچ‌كس به هيچ بهانه‌اي تا ابد حق اعتراض به شما را نخواهد داشت و اگر اكثريت راي به ابطال اين حكم دادند طبيعي است شما به احترام استقلال صنوف و همه اعضاي اين خانواده تصميم خود را لغو كنيد. اگر باور داريد كه اكثريت اهل سينما موافق راي و تصميم شما هستند، ترديدي در پذيرفتن اين پيشنهاد به خود راه نخواهيد داد و با انجام آن، خود را از بار سنگين مسووليت تعطيلي اين خانه نجات مي‌دهيد. »

  • + نوشته شده در  پنجشنبه 22 دی1390ساعت 4:21  توسط امیررضا-امیرحسین   | 

    وزير محترم، جدا به شما مباهات مي کنيم... !

     

    کمال تبريزي

     

    اقدام بسيار، بسيار شجاعانه و اصرار و پايمردي مجدانه ان عاليجناب مبني بر بستن و انحلال خانه سينما، عملي ستودني و در خور تحسين است که ما بدان افتخار و مباهات مي کنيم. اين عمل هوشمندانه در آستانه دهه فجر و بزرگترين رخداد فرهنگي و هنري کشور که بناست نيرو و توان مضاعفي به اهالي نااهل سينما تزريق نمايد، حکايت از درايت ذاتي جنابعالي دارد. انجام اين عمل بغايت بهنگام نام جنابعالي را در تاريخ و هنر کشور ثبت خواهد کرد.

    باور و اميد داريم که جنابعالي به پاره اي از شايعاتي که سالهاست سينماگران مي گويند توجه نفرمائيد؛ درددلهاي كهنه اي مثل اينکه:
    «دشمن اصلي فرهنگ ما، سينماي امريکاست که ارزش هاي ما را نشانه رفته و سيطره جهاني آن دمار از روزگار سينماي ملي ما درآورده است»

    يا اينکه:
    «ماهواره ها اساس و بنيان خانواده ها را هدف گرفته و از صبح تا شام بدن نيمه برهنه زنان را درون خانواده هاي مسلمان به نمايش مي گذارد»

    يا اينكه:
    «رسانه هاي غربي در اقداماتي هماهنگ حلقه محاصره اقتصادي و فرهنگي را هر لحظه بر انقلاب و ملت ايران تنگ تر مي کنند باور ننموده و بدانيد»

    شما وقتتان را صرف گوش دادن به اين حرفهاي بي اساس نفرماييد شما كارهاي مهمتري مثل انحلال خانه سينما داريد. اين قبيل توهمات از ذهن بيمار اهل سينما برمي آيد و جنابعالي باکياست تر از آن هستيد که فريب اين اقوال غيرواقعي را بخوريد.

    جنابعالي به فراست و درايت شايسته و درخور شان يک وزير فرهنگي دريافته ايد که «دشمن اصلي» را شناسائي و گريبان او را بگيريد و قطعاً اين دشمن اصلي کسي نيست جز سينماي ايران و اهالي فاسق و فاجر آن، لذا اقدامات ارزشمند آن عاليجناب در کشف و انحلال لانه فسادي بنام خانه سينما عملي ستودني و درخور تحسين و قدرداني است.

    تقاضاي عاجزانه از درگاه آن عاليجناب داريم تا ريشه کردن جرثومه سينما از پاي ننشسته و تا تمامي دست و پاي اين اژدهاي مخوف را قطع نکرده ايد خستگي و ملال بر شما غلبه ننمايد.

    در همين راستا پيشنهادهايي تکميلي به شرف عرض مي رساند با اين اميد که مسموع و بکار بسته شود.
    ۱- پس از انحلال خانه سينما، اهالي آنرا به سه دسته تقسيم نموده پاره اي را نفي بلد و تبعيد، پاره اي را با قهوه قجري به ديار باقي و پاره ديگر را در جرايد و نشريات افشاء و رسوا نمائيد. ناگفته نماند تني چند از اهالي منتسب به سينما که اينروزها خالصانه و بي هيچ چشم داشتي سياست و برنامه هاي جنابعالي را محکمتر و قاطع تر از شما بيان مي کنند حسابشان را از اين جماعت جدا نموده ضمن استخدام رسمي آنان، مراتب فضل و کمال آنان را با اعطاي دکتراي افتخاري پاس بداريد(لطفا فدوي فراموش نشود)

    ۲- نظر به تعطيلي قريب الوقوع سالن هاي سينما، جنابعالي پيش قدم شده و در اقدامي نمادين و با استعانت از اهرم شوراي فرهنگ عمومي تعدادي از سالن هاي سينما را هرچه سريعتر تخريب و بجاي آن عماراتي نوساز جهت کمبود فضائي اداري وزارت ارشاد تأسيس نمائيد.

    ۳- دستور تسريع در توقف فيلم هاي در حال توليد از ديگر اقدامات ضروري است، در دستور توقف اين فيلم ها لطفا آيه مبارکه استرجاع فراموش نشود.

    ۴- تخريب و تغيير کاربري موزه سينما که در اين ساليان مبادرت به جمع آوري و نگهداري آلات و ادوات اين سينماي فاسد گرفته و آنها را بنام جوايز و افتخارات بنمايش عموم گذاشته و مي گذارد از ديگر اقدامات بايسته اي است که عاجلاً بايد در دستور کار قرار گيرد ضمناً مکان اين موزه از هر حيث مناسب انتقال بخش بايگاني راکد آن وزارتخانه مي باشد.

    ۵- قطعه هنرمندان در بهشت زهرا از ديگر اماکني است که ممکن است در آينده توسط اهالي فاسد اين سينما مورد سوء استفاده قرار گيرد(مرده آنها از زنده اشان خطرناک تر است)

    لذا دستور تخريب و تسطيح مکان مزبور و محو سنگ مزار آنان از جمله اقدامات ضروري و تکميلي مي باشد.
    بار ديگر فرصت را مغتنم شمرده، شم والاي دشمن شناسي آن عاليجناب را در آستانه شرايط حساس کنوني تبريک گفته، شب و روز از داشتن وزيري بدين مرتبت از غايت و هوش بر خود باليده و از درگاه خداوند شاکر سپاسگزاريم.

    عمرتان طولاني، دولتتان پايدار و مستدام باشد. آمين
    * رئيس شوراي عالي داوري خانه ي سينماي ايران

    + نوشته شده در  سه شنبه 20 دی1390ساعت 19:15  توسط امیررضا-امیرحسین   | 

    خشم مقدس سینماگران

  • درويش: سياسي‌ترين رفتار با «خانه سينما» شد

  • با انحلال خانه سينما موضع‌گيري سينما‌گران سرشناس آغاز شد و آنان نگاهي متفاوت به مقوله سينما را مطرح كرده‌اند. كمال تبريزي در نامه‌اي سرگشاده، ميركريمي در يادداشتي و احمدرضا درويش در برنامه «هفت» به اين مساله واكنش نشان دادند. در اين ميان احمد توكلي با صراحت از سياسي بودن اين انحلال گفته است. دو نفر از خانه سينما با اعضاي كميسيون فرهنگي در هفته پيش ديدار داشته‌اند و در حال حاضر هيات مديره خانه سينما منتظر راي ديوان عدالت اداري هستند. در اين ميان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با اشاره به سابقه فعاليت انتخاباتي برخي از اعضاي هيات‌مديره در سال 88 تاكيد كرد كه كار تمام است.
    برخورد سليقه‌اي با «خانه سينما»
    بحث انحلال خانه سينما قرار بود در برنامه سينمايي «هفت» مورد توجه قرار نگيرد، اما حضور احمدرضا درويش روي خط مسير اين برنامه را تغيير داد و حتي سبب حضور شمقدري – معاون سينمايي- و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي شد. احمدرضا درويش كه براي فيلم «سرزمين خورشيد» جايزه گرفته بود و آن را به خانواده شهيد جهان‌آرا تقديم كرده بود پشت خط آمد و ترجيح داد درباره مساله روز سينماي ايران كه انحلال خانه سينماست و برنامه هفت كه بنا به ملاحظاتي به اين مساله نپرداخته بود، صحبت كند. به گزارش مهر وي گفت: «من از آقاي ضرغامي تقاضا دارم به‌عنوان يك فرد مسوول عدالت را رعايت كند و رويكرد سازمان به مساله خانه سينما يكطرفه نباشد. به دليل مسووليت‌هايي كه قبلا ‌در خانه سينما داشتم اين را مي‌گويم كه ادعاهايي كه سيدمحمد حسيني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در برنامه گفت‌وگوي ويژه خبري درباره خانه سينما اعلام كردند به كلي فاقد وجاهت قانوني است.»وي چنين گفت: «بنده به دليل سوابقم در خانه سينما اشراف به اساسنامه آن دارم. من شهادت مي‌دهم حذف «به نام خدا» از اساسنامه كذب است و حذف التزام به قانون اساسي، شعاير ديني و مباني فرهنگي و قوانين مطروحه را تكذيب مي‌كنم. دولت با هدف سازندگي وارد عرصه شده است. تازيانه زدن بر سينماگرها اهانت بزرگي است. چگونه دلسوزي براي سينماي ايران را اعلام مي‌كنند، در حالي كه سينماي ايران را كه برخاسته از انقلاب است به مسلخ مي‌بريم و به حراج مي‌گذاريم.»درويش ادامه داد: «رويكردي كه امروز نسبت به هنرمندان گرفته شده است با تازيانه زدن بر پيكر هنرمندان هيچ فرقي ندارد. با اين رفتارها ما به اين سينما ضربه وارد مي‌كنيم. با اين برخوردها متاسفانه خود را تابلوي تمام‌عيار همه جريان‌هاي معاند كرده‌ايم. با رفتار ناشيانه‌اي كه اين دوستان در پيش گرفته‌اند، داريم آب به آسياب دشمن مي‌ريزيم. ما از حكومت، دولت و رييس‌جمهوري محترم كه مسووليت شوراي‌عالي سينما را بر عهده دارند تقاضا داريم كه با اين مسايل برخورد كنند. مگر امكان دارد كه 29 صنف سينمايي و تعداد زيادي عضو را با 20 سال سابقه فعاليت به اين راحتي منحل كرد. اين دوستان با شعار نوكري براي ملت وارد سينما شدند اما به نظر مي‌رسد مساله چيز ديگري است و عرصه فرهنگ عرصه يكه‌تازي براي اين افراد شده است. در صورتي كه عرصه فرهنگ عرصه گفت‌وگو است. بنابراين منافع ملي سينما نبايد قرباني برخوردهاي سليقه‌اي شود.»پس از اين جواد شمقدري هم پشت خط آمد و افزود: «من به آقاي درويش توصيه مي‌كنم كه به اين سرعت قضاوت نكنند. اينكه يك شبكه خارجي امشب وزير ارشاد را زشت‌ترين شخصيت هفته معرفي كرده است جاي بحث دارد. حتما اين شبكه‌ها از جايي دردشان آمده كه اين كار را كرده‌اند.»احمدرضا درويش نيز روي خط آمد و گفت: «آقاي شمقدري كه مي‌فرمايند من چند سال درگير بودم براي ساخت فيلم «روز رستاخيز»، ما هر جاي دنيا كه باشيم رابطه‌مان با خانه سينما قطع نمي‌شود»
    درويش در ادامه به تصميم انقلابي و قانوني در گفته‌هاي شمقدري اشاره كرد و افزود: «من اعتقاد دارم خانه سينما انقلابي‌ترين نهادي است كه در سينماي كشور مي‌تواند حيات داشته باشد، توصيه برادرانه من به شما آقاي شمقدري اين است يا گفت‌وگو كنيم يا همان شكايت قبلي را در قوه‌قضاييه دنبال كنيد. اين‌گونه جو كشور را و فضاي ذهني نمايندگان محترم ملت را در خانه ملت ملتهب نكنيم. تصوير و انتظاري كه مقام معظم رهبري از سينماي ايران دارند و آن را سينماي نجيب مطرح كردند، خراب نكنيم. چطور شد كه شما به عنوان مدير اجرايي كشور با سينماي نجيب ايران اين‌گونه رفتار مي‌كنيد و خانه سينما را به رفتارهاي سياسي متهم مي‌كنيد. من معتقدم شما سياسي‌ترين رفتار را با خانه سينما مي‌كنيد.»
    وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي:
    كار «خانه سينما» به پايان رسيده است
    به گزارش خبرآنلاين، حسيني بعد از اظهارات احمدرضا درويش و جواد شمقدري، معاون امور سينمايي در مورد صدور دستور انحلال «خانه سينما» روي خط تلفني برنامه «هفت» حاضر شد و در مورد پيشينه بررسي اساسنامه «خانه سينما» در شوراي فرهنگ عمومي گفت: «اساسنامه اوليه «خانه سينما» در شوراي فرهنگ عمومي تصويب شد كه هيچ‌گاه به اين اساسنامه عمل نشده است. بعد از روشن شدن اين ماجرا دبير شوراي فرهنگ عمومي به مسوولان «خانه سينما» اين تخلف را تذكر داد. ترتيب اثري به اين تذكرات داده نشد. شوراي فرهنگ عمومي 28 نفر عضو دارد و چندي قبل جلسه‌اي تشكيل و در اين جلسه روشن شد كه «خانه سينما»ي فعلي پايگاهي ندارد.» وزير ارشاد با اشاره به سخنان درويش گفت: «اينكه در صحبت‌هاي امشب مطالبي را به من نسبت دادند زيبنده نبود. من نگفتم «به نام خدا» از اساسنامه «خانه سينما»، حذف شده؛ التزام به قانون اساسي بخشي است كه از اين اساسنامه حذف شده است.»
    او در مورد اينكه گفته شد مطبوعات امكان درج مطالب مربوط به «خانه سينما» را ندارد، گفت: «اينكه گفته مي‌شود اظهارات درباره «خانه سينما» در مطبوعات درج نمي‌شود، كاملا نادرست است. روزنامه شرق و خبرآنلاين و حتي ايرنا، خبرگزاري دولت اطلاعيه‌ها را منعكس مي‌كنند. اين بحث از آن جهت مطرح مي‌شود كه اقدامات رسانه‌هاي خارجي توجيه شود. تلاش مي‌شود وضعيت به‌گونه‌اي جلوه داده شود كه گويي در كشور فضا بسته است.»
    وزير ارشاد گفت: «ما طرفدار فعاليت صنفي هستيم و بحث ما قانون‌گرايي است. اينكه دوستان اكنون طرفدار گفت‌وگو شده‌اند، براي ما جالب است. اوايل ديداري با مسوولان كنوني «خانه سينما» داشتيم كه به دليل مواضع سياسي و ماجراي يوسف‌آباد در سال 88 و حضور برخي در ستاد سران فتنه نشان مي‌دهد آنان از اول موضع داشتند و نمي‌خواستند معاونت سينمايي جديد كارش را انجام دهد.»
    او با تاكيد بر اينكه وزارت ارشاد براساس اختياري كه دارد طي حكمي دستور انحلال «خانه سينما» را صادر كرده است، گفت: «ما مخالف ابتذال در سينما هستيم. تاسيس شوراي‌عالي سينما و سازمان سينمايي براي حمايت از سينماست. ما مخالف صنف نيستيم و معتقديم صنف بايد نقش واقعي داشته باشد. از نظر ما كار «خانه سينما» تمام شده است و خود دوستان نيز گفتند در مقابل قانون تمكين مي‌كنند.» حسيني با اشاره به اينكه امروز كار به محاكم قضايي كشيده شده، گفت: «ما نامه‌اي صادر كرديم و آنها نيز به ديوان عدالت اداري شكايت كرده‌اند. فعاليت صنوف بايد قانونمند باشد و هر صنفي بايد زيرنظر وزارتخانه موردنظر آن صنف كار كند. در وزارت ارشاد صنوف بايد همكار وزارت ارشاد باشند.
    نام جناب‌عالي ثبت مي‌شود
    كمال تبريزي مانند سابقه‌اش در ساختن فيلم‌هايي همراه با طنز از اين لحن استفاده كرده است. وي در ابتداي اين نامه كه در سايت الف منتشر شد، نوشته است: «اقدام بسيار، بسيار شجاعانه و اصرار و پايمردي مجدانه آن عالي‌جناب مبني بر بستن و انحلال خانه سينما، عملي ستودني و درخور تحسين است كه ما بدان افتخار و مباهات مي‌كنيم. اين عمل هوشمندانه در آستانه دهه فجر و بزرگ‌ترين رخداد فرهنگي و هنري كشور كه بناست نيرو و توان مضاعفي به اهالي نااهل سينما تزريق نمايد، حكايت از درايت ذاتي جناب‌عالي دارد. انجام اين عمل به‌غايت بهنگام نام جناب‌عالي را در تاريخ و هنر كشور ثبت خواهد كرد. باور و اميد داريم كه جناب‌عالي به پاره‌اي از شايعات و ترهاتي كه اين روزها سينماگران برسركوي و برزن مي‌گويند، توجه ننمايد؛ حرف‌هاي‌ نخ‌نما‌شده‌اي مثل اينكه دشمن اصلي سينماي آمريكاست كه ارزش ما را نشانه رفته است.»
  • + نوشته شده در  دوشنبه 19 دی1390ساعت 2:9  توسط امیررضا-امیرحسین   | 

    سینما

    بگذريم... نه! نگذريم
    حميد جعفري:روزنامه‌نگار هستم و عضو «خانه‌سينما»! اهالي سينما چه آنها كه بي‌خانمان مي‌شوند (اميدواريم نشوند) و چه آنها كه در اين سرا عضو نيستند، عذرپذير باشند كه يك روزنامه‌نگار به عضويت صوري «خانه‌سينما» درآمده است. جشن چهاردهم «خانه‌سينما» وقتي در ميان زرق و برق آن همه شور و نور هر سينماگري پشت تريبون مي‌ايستاد، مي‌گفت فلاني هستم يك عضو «خانه‌سينما»، چنان آهي در دل مي‌كشيدم كه اي كاش انجمن صنفي روزنامه‌نگاران هم و... از آن روز با خيال خوش و حضور در جشن «خانه‌سينما» اين جمله را مدام با خود تكرار مي‌كنم: «حميد جعفري هستم يك روزنامه‌نگار و عضو «خانه‌سينما»!
    هر چند... اما دست‌كم چشم‌مان به چراغ روشن «خانه‌سينما» روشن بود. آخر خانه است و ماوا و ايمن‌گاه. حالا اين روزها فارغ از هر خاطره ناخوشايندي، خبر از انحلال نهاد صنفي ديگري به گوش مي‌رسد. البته شايد تا اين لحظه كه شما خواننده عزيز اين سطور را مي‌خوانيد «خانه‌سينما» منحل نشده باشد، شايد هم ... بگذريم... نه! نگذريم آنچه در ادامه مي‌آيد آرا و نظرات هنرمندان و بازيگراني است كه نظاره‌گر ماجراي كش و قوس وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و «خانه‌سينما»‌يشان بوده‌اند و البته دلسوز... .

    داوود رشيدي كارگردان و بازيگر
    از ابتداي تاسيس «خانه‌سينما» عضو اين نهاد بوده‌ام و از اتفاقاتي كه افتاده ناراحتم. اميدوارم اين اتفاق به پاياني شوم منتهي نشود و بين معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و «خانه‌سينما» تعامل ايجاد شود. «خانه‌سينما» يكي از تشكل‌هاي نمونه مردمي بوده و هست كه اعضاي آن، اين نهاد را اداره مي‌كردند؛ چنين اجتماعي دلپذير بوده و هست. اين نهاد هرگز منشاء درگيري با هيچ نهاد ديگري نبوده و دغدغه‌اش سينماي اين مملكت است. ديروز جلساتي در «خانه‌سينما» برگزار شد. ما از اين نهاد حمايت خواهيم كرد. اميدوارم معاونت سينمايي كمك كند تا ماجرا ختم به خير شود، چراكه دغدغه هر دو نهاد يكي دولتي و يكي مردمي سينماي ايران است كه از نمايندگان آبروي ايران در جهان بوده است.

    داريوش مهرجويي كارگردان
    «خانه‌سينما» يك نهاد سمبليك بود اما انحلال آن اتفاق خوبي نيست.

    رضا كيانيان بازيگر
    از طريق رسانه‌ها پيگير ماجراي «خانه‌سينما» هستم. تعجب مي‌كنم از اينكه وقتي سينماگران خانه‌اي دارند و اعضاي «خانه‌سينما» حق و حقوقي با عضويت در آن دارند، وزارت فرهنگ و ارشاد چه مشكلي با «خانه‌سينما» دارد؟ وجود «خانه‌سينما» به نفع وزارت فرهنگ و ارشاد است. وزير فرهنگ و ارشاد زماني وزير است كه هنرمندان حضور داشته باشند. وقتي هنرمندي وجود نداشته باشد، وزير چگونه مي‌تواند باشد. اين درحالي است كه وزير بايد از «خانه‌سينما» حمايت كند ولي فقط مي‌گويند اين نهاد غيرقانوني است؛ نمي‌گويند مشكل غيرقانوني‌بودنش چيست يا حتي نمي‌گويند شكل قانوني خانه‌سينما چگونه بايد باشد. اميدوارم اين اتفاق نيفتد. چراكه وجود «خانه‌سينما» به وزارت فرهنگ و ارشاد كمك مي‌كند.

    همايون اسعديان كارگردان
    متاسفانه رفتاري غيرمنطقي صورت گرفته است كه اميدوارم تعقلي در آن ايجاد شود. لج و لجبازي‌اي صورت گرفته كه منجر به رفتاري غيرقانوني شده است و همان‌طور كه گفته شد، منطقي نيست و نه اعتباري براي مسوولان خواهد داشت چراكه اين رفتارها ثبت خواهد شد و بعدها نقطه درخشاني در كارنامه مسوولان نخواهد بود البته در اين ميان بوده‌اند سينماگراني كه با خط‌دادن‌هاي اشتباه، لطمه‌اي جبران‌ناپذير به سينماي ايران زده‌اند. باز هم اميدوارم مسوولان سعه‌صدر داشته باشند.

    عليرضا خمسه بازيگر
    اين روزها صحبت شيطنت‌هاي آمريكا در خليج‌فارس است و اينكه قرار است تنگه‌هرمز بسته شود. درحالي كه هنوز تنگه‌هرمز بسته نشده، وزير ارشاد تصميم گرفته است به جاي تنگه‌هرمز «خانه‌سينما» را ببندد. اينكه چه ارتباطي بين بستن «خانه‌سينما» و تنگه‌هرمز است و همزماني اين ماجراها را اي‌كاش بيشتر توضيح دهند.

    بهاره رهنما بازيگر
    با توجه به اينكه فارغ‌التحصيل حقوق هستم و نظر حقوقدانان و وكلاي «خانه‌سينما» اعلام انحلال اين نهاد صنفي برخلاف قانون و غيرقانوني است، واقعيت اين است كه با وجود «خانه‌سينما»، احساس تعلق، همبستگي ميان اهالي سينما وجود دارد و داشته اما اگر اين نهاد صنفي منحل شود بايد گفت به ايستگاه تعطيلي سينما رسيده‌ايم.

    + نوشته شده در  پنجشنبه 15 دی1390ساعت 13:23  توسط امیررضا-امیرحسین   | 

    خانه سینما

  • اندر حكايت «خانه سينما»
  • فرهاد توحيدي*

  • اين روزها «خانه سينماي» ايران، بزرگ‌ترين نهاد صنفي سينمايي كشور با خطر تعطيلي مواجه است. البته تلاش براي تعطيلي اين نهاد موضوع تازه‌اي نيست و حدود دو سال است كه روش‌هاي گوناگوني براي رسيدن به اين هدف آزموده شده است. با اين همه نگراني همكاران سينمايي و فعالان صنفي پس از اطلاع از شكايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي از «خانه سينما» و درخواست صدور دستور تعطيل موقت افزايش يافته است. به گمان من نگراني‌ها بي‌مورد است و اتفاقا بايد اقدام جديد اين وزارتخانه را به فال نيك گرفت. طرح دعوا در محاكم قضايي اگر به معناي ترك روش‌هاي غيرشفاف براي تعطيلي اين سازمان صنفي باشد، گامي به پيش است و بايد از آن استقبال كرد. اما آنچه تاسف‌بار است رويكرد كلي برخي در مقابله با سازمان‌هاي مردم‌نهاد است. در اين زمينه «خانه سينما» نه اولين سازماني است كه با چنين رويكردي مواجه مي‌شود و نه از قرار آخرين آنها خواهد بود. به عنوان امري پذيرفته‌شده، امنيت بعد از نيازهاي زيستي اساسي‌ترين نياز بشر است. چنانچه اين نياز برآورده نشود، جوامع انساني به رشد و توسعه نخواهند رسيد. با ازدياد جمعيت، سال‌هاست كه نقش سازمان‌هاي مردم‌نهاد در انتقال درخواست‌ها و نيازهاي مردم به دولت‌ها و متقابلا انتقال ديدگاه‌هاي دولت به مردم مورد پذيرش قرار گرفته است. اين رابطه مدني هرچه گرم‌تر، صميمانه‌تر و كارآمدتر باشد، امنيت ملي و امنيت انساني پايدارتر و قوام‌يافته‌‌تر خواهد شد. از اين ديدگاه چنين سازمان‌‌هايي بايد مورد استقبال دولت‌ها قرار گيرند، چراكه بخش عمده‌اي از وظايف آنها را به دوش مي‌كشند و دولت‌ها علاوه بر صرفه‌جويي اقتصادي، هزينه‌هاي اجتماعي را نيز به حداقل خواهند رساند. «خانه سينما» به‌ويژه در سال‌هاي اخير كوشيده است در انتقال درخواست‌هاي طبيعي و منطقي جامعه اصناف سينماي ايران چنين نقشي را ايفا كند: ازجمله ديده‌باني در زمينه وظايف فرومانده دولت در چارچوب برنامه چهارم توسعه جمهوري اسلامي ايران براي برقراري امنيت شغلي هنرمندان و تشكيل صندوق بيمه بيكاري كه ‌بايد تا پايان سال اول برنامه يعني سال 1385 اجرايي مي‌شد. در صورت تعطيلي اين نهاد، نيازها برطرف نمي‌شوند و درخواست‌ها كاهش نمي‌يابند، فقط اشكال بروز آنها تغيير خواهند كرد. حتي تلاش براي دولتي‌كردن تشكل‌هاي صنفي – مثلا در قالب سازمان سينمايي آينده – به منظور آرام‌كردن آنها راه به جايي نخواهد برد. بهترين راه‌‌حل گوش‌سپردن به مردم، برطرف كردن نيازهاي واقعي است.
    *رييس هيات‌مديره خانه سينما
  •  
  • منبع  : روزنامه ی شرق منتشر شده در تاریخ شنبه ۱۰/۱۰/۹۰
  • + نوشته شده در  شنبه 10 دی1390ساعت 18:23  توسط امیررضا-امیرحسین   |