رسانه ملی ;جاذب یا دافع
امیررضا جلالی
"فقط نهایت جهل یا نهایت هوشمندی می تواند در مقابل تغییر مقاومت کند." سقراط
اکنون در زمانه ای به سر می بریم که قدرت ها،هر لحظه به فراخور جغرافیای فرهنگی و سیاسی خود،دائما در تکاپوی حفظ ساختار و ارزش هایشان با استفاده از هر ابزاری هستند.این ابزار در گذشته و حال بی وقفه منویات حاکمیت را تبلیغ میکرده و می کند.یکی از مهمترین و پرقدرت ترین این ابزارها،رسانه "media" و به خصوص تلویزیون (منظور شبکه های تصویری ) است که در جوامع مختلف به عنوان یکی از بازوان حرکتی و جنبشی دولت ها مورد استفاده قرار گرفته است.در کشور ما نیز از بدو ورود این فن آوری،حاکمیت وقت فارغ از اینکه مردم چه طرز فکری دارند ،به دنبال تصویر کردن التزامات و امریات خود بود و به عنوان یک کاتالیزور اطلاعاتی جامعه ی روزگار خود را رصد می کرد.جامعه ای سنتی که مردمانش اغلب قشر مذهبی را تشکیل می دادند و پایبند به اصول شرع و موازین اسلامی بودند،حالا با پدیده ای روبه رو شده اند که دنیایی جدید و بی مرز را برایشان ترسیم می کرد.بعد از انقللاب سال 57 که رسانه در به وجود آمدن و استحکامش نقش پررنگی داشت،قضیه به شکلی دیگر نمودار شد.قوانین و رویکردهای مذهبی در تلاش برای ادغام با نوآوری های مدرن،تلویزیون را به سمت اسلامیزه شدن برد.از همان زمان به بعد ،چه در سال های جنگ،چه در زمان سازندگی چه اصلاحات و چه اکنون،شاهد تصمیم گیری های آزمون و خطا در این رسانه بودیم که دیگر تحت نظارت سازمان "صداوسیما" قرار گرفته بود.در سال های اخیر و به خصوص بعد از اتفاقات سال 1388،این رسانه بیشتر به سمت خطا رفته است تا آزمون!یکی از مهمترین مولفه های مورد بحث،نوع ساختن سریال ها و فیلم های تلویزیونی است که به طور فراوان و پی در پی در تمام کانال های تلویزیونی،ساخته می شود و مهمتر آنکه بعضا ،برخی از این سریال ها مورد انتقاد خود مسئولین صداوسیما هم قرار می گیرد.نمونه ی آخرش همین یک ماه گذشته بود که به دستور معاون سیما سه سریال،که در اواسط قسمت های پخش قرار داشت، به صورت همزمان از کنداکتور سیما خارج شد و علت "تلخی و غمزدگی و آموزه های غلت برای جوانان و خانواده ها"عنوان گردید. بعد از مدتی به یکباره و باز هم به صورت همزمان،این بار دو سریال طنز به روی آنتن رفت که کاملا مغایر با فضا و ژانر کارهای پخش شده ی پیشین بود.یکی سریال "نقطه سر خط" به کارگردانی سعید آقاخانی و دیگری"خانه ی اجاره ای" به کارگردانی رامین ناصر نصیر . حال به این دو،کمدی آیتمی "خنده بازار" کاری از فرید شب خیز را هم اضافه کنید که سری جدیدش به تازگی شروع شد که در بعضی از قسمت ها شاهد گذشتن از خط قرمزها و مدیوم همیشگی صدا وسیما هستیم .همه ی این ها تنها یک پیام دارد و آن هم رویکردی کاملا متفاوت و پوست انداخته شده از جانب مدیران سیماست که یک مرتبه از فضای غم و اندوه و سیاه گذشته به این فضای هجوآمیز ورود می کنند.که البته امیدواریم این تغییر فضا و ساختار اجرایی، صرفا به جهت ایام انتخابات نباشد.
اما مولفه ی مهم دیگر،برنامه های متعدد گفتگو محور (Talk Show) است که شب و روز بی امان از تمام شبکه های تلویزیونی در حال پخش است و فارغ از این که این برنامه ها بیننده ای هم دارد یا خیر باید گفت که این کار به نوعی توهین به فهم و شعور مخاطب است.در روزگاری که مردم مهمترین دغدغه اشان ،خرید گوشت و مرغ و گران شدن بنزین و تهیه کردن مایحتاج شب عید است(البته اگر بشود تهیه کرد)،صداوسیما انگار کوچکترین توجهی به این مسائل ندارد و منحصرا ملت را به سمتی دیگر سوق می دهد.صداوسیما که عنوان سنگین و پر طمطراق "رسانه ملی" را به دوش می کشد ناگزیر است که مخاطب را از جهت سرگرم سازی و تولیدات ارزشی و هویتی،سیراب کند که این حرکت به خودی خود باعث جاذبه مردم می شود و در نهایت به سود حاکمیت است.
چاپ شده در "هفته نامه "ستاره صبح" در تاریخ 6/اسفند/1390
پایان


