تبليغاتX
گـروه تئـاتـر ســــوال ؟

گـروه تئـاتـر ســــوال ؟

مــا زنـده به آنیــم که آرام نگــیریـم ___ مــوجـیم که آســودگـی مـا عـدم مـاست

منوی اصلی

آرشیو مطالب

لینکستان

پشتیبانی

امار وب

امکانات


محمدی، مسافر، ابراهیمیان و صبري نمایش اجرا می‌کنند
 
به مناسبت بزرگداشت مولانا در فرهنگسرا‌های تهران
 
چهار نمایش به کارگردانی محمد ابراهیمیان، بابک محمدی، حسین مسافر آستانه و زهرا صبری به مدت 10 شب در بزرگداشت مولانا روی صحنه می‌روند.
 در بخش تئاتر مراسم بزرگداشت مولانا که از 4 تا 11 آبان در فرهنگسراهای تهران برگزار می‌شود 4 نمایش که موضوع آن با زندگی و آثار مولانا در ارتباط است، روی صحنه خواهند رفت.
نمایش "دیدار در دمشق" به کارگردانی محمد ابراهیمیان از 7 تا 11 آبان‌ ساعت 18 در فرهنگسرای شفق و نمایش" اپرت طبیب عشق" به کارگردانی بابک محمدی از 4 تا 11 آبان ساعت 18 در فرهنگسرای هنر اجرا می‌شوند.
اجرای ساعت 19 فرهنگسرای هنر به نمایش "عروسکی طوطی پر" به کارگردانی زهرا صبری اختصاص دارد.
نمایش "دستاویز عشق" به کارگردانی حسین مسافر آستانه نیز روزهای 9، 10 و 11 آبان ساعت 18 در فرهنگسرای بهمن اجرا می‌شود.



 

به قلم: امیررضا-امیرحسین ׀ تاریخ: یکشنبه 29 مهر1386 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

یادداشت حمیدرضا نعیمی درباره تله تئاتر"یغمای با شکوه خورشید" به کارگردانی فرهاد مهندس‌پور

 

فاصله‌های صحنه تا تصویر

پیتر شفر، نویسنده انگلیسی، ‌نام کم آشنایی در عرصه تئاتر و سینمای جهان نیست. کافی است نمایشنامه‌های"آمادئوس" و"یغمای با شکوه خورشید" را مطالعه کنید تا توانایی و نبوغ او را در خلق بدیع‌ترین لحظات دراماتیک که چهره‌های پنهان، بعید، گستاخ و در عین حال انسانی شخصیت‌هایش را به نمایش می‌گذارد، ببینید و به عمق نگاه روان‌شناختی، فلسفی، تاریخی و انتقادی او پی ببرید. چنانچه برنارد لوین، منتقد معروف آثار نمایشی، "یغمای شاهانه خورشید" را بزرگ‌ترین نمایش نسل ما خوانده است.
داستان نمایش درباره فتح کشور اسرارآمیز پرو با اقوام بدوی اینکاها به دست سربازان اسپانیایی به فرماندهی فرانسیسکو پیزارو است. داستان انهدام ملتی نه به دست دیگری که به دست خود. اغراق نیست اگر بگوییم در سده اخیر اثری تا این اندازه هراس‌انگیز درباره پوشالی بودن قدرت و تزلزل حکومت‌های بنیادی نوشته نشده است.‌ پیتر شفر این اثر را تلاشی برای تعریف مفهوم خدا می‌خواند که این خود آمیزه‌ای بی‌همتا از ظرافت نگاه او به تراژدی و کمدی است و ‌می‌تواند هر امر مسلمی را به سرابی خیال‌انگیز بدل کند؛ چرا که نمی‌توان خدا را معنا کرد آن‌گاه که از انسان تعریفی صورت نگرفته باشد. این نمایشنامه در لحظه‌ لحظه‌ پنهان و پیدای خود از انسان سخن می‌گوید. او که در مواجهه با ناشناخته‌ها در جست‌وجوی"هویت" خویش است. اگرچه این جست‌وجو از طبیعی‌ترین نیازهایش برآمده باشد: نیاز سیر شدن، نیاز زنده ماندن، نیاز فهمیدن و تعلق داشتن. تعلق به جایی، کسی، عقیده‌ای حتی اگر یک انگاره آن را در طی زمان"هیچ" بنامد. این چنین است که در پس هر رویدادی در نمایشنامه، هستی و چیستی انسان مورد مکاشفه قرار می‌گیرد. فرانسیسکو پیزارو، این روستایی‌زاده نامشروع، با شصت و اندی سال که عمرش را با مزدوری گذرانده، اکنون در مقام فرمانده گردان اعزامی اسپانیایی‌ها در اوج پیروزی، ‌شکست خورده‌ای واقعی است. او که نمی‌خواهد نابود کند اما نابود می‌کند، او که نمی‌خواهد بکشد اما می‌کشد، او که نمی‌خواهد در عهده خود خیانت کند اما می‌کند. در مقابل این مرد، آتاهوالپا قرار دارد. آمیزه‌ای با شکوه از اقتدار، غرور و در عین حال خواستار دانایی، همان دانایی که برای آن سفر بی‌بازگشت مرگ را به جان پذیرا می‌شود. او که در واقع مرز میان بیهودگی و باهودگی را در عمق نگاه ترسیده دشمنش باز می‌جوید و این چنین در یغمای شاهانه خورشید به خون می‌نشیند. و پل ارتباطی میان قصه و روایت، آن‌چه در بین شخصیت‌ها با یکدیگر در یک سو و آنچه بین اتفاقات و مخاطب اثر در سوی دیگر در جریان است، مارتین‌ها هستند، مارتین جوان و مارتین پیر. دو بخش جوهره‌ انسان یعنی احساس و عقل که چگونه سیر رشد، تغییر و تحول را پشت سر می‌گذارند و از سر حد شور و غریزه به سر حد سکون و طعنه بر دستاورد این یغماگری گام می‌نهند. و کشیشان کاتولیک، این منجیان ابناء بشر از کفر، که وظیفه‌ای ندارند جز روشن ساختن شعله نور و ایمان برای پیوند انسان و خدا.
فرهاد مهندس‌پور، کارگردان نام آشنای تئاتر ما، پس از چند سال دوری از صحنه تئاتر، نمایشنامه"یغمای شاهانه خورشید" را برای تلویزیون مورد بازنویسی قرار داده تا به صورت تله‌تئاتر کارگردانی کرده باشد. ماحصل تلاش او از دو منظر قابل بررسی است:
1- متن
پیتر شفر که خود نویسنده نمایشنامه"آمادئوس" بود، هنگام برداشت سینمایی آن در قلمرو فیلمنامه مجبور به تغییراتی اساسی مشتمل بر حذف و اضافه‌های شدید شد. پس اگر فرهاد مهندس‌پور در جهت کار تصویر، مجبور به بازنویسی و تنظیم شده امری معقول و حرفه‌ای به نظر می‌رسد. اما ‌‌باید دید و سنجید در این بازنویسی چه چـیزهایی از دسـت رفـته و چه چـیزهایی به‌دست آمده است. داستان نمایشنامه همان تکرار نابودی یک تمدن، ملت و حکومت توسط دیگری است. (اگرچه همین مسئله در پرداخت و یا عدم پرداخت آن می‌تواند حکم مرگ و زندگی ‌ اثر را داشته باشد) در هر دوره‌ای این مضمون و داستان در زاویه دید جدید و نگاهی متفاوت می‌تواند برای مخاطب سرگرم کننده و جذاب باشد، چنانچه در نمایشنامه"یغمای شاهانه خورشید" به واسطه‌ خلق کاراکترهای فعال، قدرتمند و بدیع در رفتار، گفتار و اندیشه با یکدیگر، شاهد تکرار چنین موفقیتی هستیم. اما آن چه که در حذفیات مهندس‌پور صورت گرفته و می‌توان پازل مفقود شده این اجرا دانست خلق فضاسازی‌های ناب پیتر شفر در نمایش است. او که در صحنه صحنه نمایشنامه از بومی‌های در حال خواندن آواز کشت و نمایش بذرافشانی و درو می‌گوید ‌یا از غوغای پرندگان که فضای جنگل را پر کرده‌اند، یا زجر و سکندری خوردن اسپانیایی‌های در حال صعود از کوه ‌یا آن چه که خادمان اینکا آلاتی مثل نی‌لبک، سیمبال و مارکاهای بزرگ می‌نوازند یا آوای جانگئاز اینکا که همچون مویه در سوگ عزیزی از دست رفته است و... مهندس‌پور از این منظور دور شده و هیجان، سرعت، وحشت و فضای رعب‌انگیز این صحنه‌ها را فدای دیالوگ‌گویی‌های اشخاص می‌کند. او که در صحنه تئاتر ثابت کرده ریتم و ضرباهنگ را به‌خوبی می‌شناسد، در این جا کُندی و رخوت عذاب‌آور ی را به نمایش می‌گذارد که دیگر دیالوگ‌های نغز پیتر شفر حتی ارزش یک بار شنیدن هم ندارند و در این حصار دیالوگ، خود دست به نوشتن زده و صحنه‌ای مانند حرف زدن دو کشیش(در قسمت پنجم) راجع به خدا، گناه و بخشش را می‌نویسد که بافت همگونی با اثر نداشته و قضاوت بسیار صریح او درباره این آدم‌هاست. بر همین روال، مهندس‌پور با وجود امکاناتی که تلویزیون، تصویر و استودیو می‌تواند در اختیار او بگذارد(آنچه که به سبب نبود امکانات در تئاتر ما مانع از اجرای درخشان چنین اثری بر صحنه می‌گردد)‌. نه تنها از تعدد مکان‌ها سود نمی‌برد که در این بازنویسی به خلق یک مکان و فضای داخلی بسنده نموده و این چنین تنوع بصری اثر را فدای راحتی کار خود می‌کند. به راستی در کدام لحظه از نمایش، وضعیت سخت آدم‌ها، سلحشوری، ترس، گرسنگی، سرما، بی‌خوابی و تنهایی‌شان به واسطه این تک مکانی شدن و حذف آن‌ها به مخاطب القاء می‌شود.
2- اجرا و کارگردانی
کارگردان در یک اثر، اگر حرف اول را نزند، بی شک حرف آخر با اوست. پس چه خوب بود اگر فرهاد مهندس‌پور در حوزه کار تصویر برای خود مشاوری قائل می‌شد تا این چنین در گردابی عمیق فرو نمی‌رفت. بعد از دیدن نمایش‌هایی موفق بر صحنه تئاتر از مهندس‌پور نمی‌توان از او توقع نداشت. او که در هدایت بازیگرانش و نظارت بر کار آن‌ها بی‌اغماض و گذشت عمل می‌کرده، اکنون در یک انتخاب عجولانه، آن‌ها را آزاد گذاشته تا خاطره و جاودانگی این نقش‌ها را به سخره بگیرند و بروند. انتخاب رامبد جوان برای نقش پیچیده و سخت"آتاهوالپا" بزرگترین خطای مهندس‌پور است. رفتارهای کلیشه شده، سریع، تند و خنده‌های انفجاری با بیان همیشگی مجری‌گری‌های این بازیگر، از نقش، کاریکاتوری به نمایش می‌گذارد که باورنکردنی است. به یاد بیاورید صحنه‌ای که او برای پیزارو می‌رقصد(در قسمت چهارم). در متن پیتر شفر چنین آمده است:«آتاهوالپا لال بازی جسارت یک جنگجو در کشتن دشمنان را به صورت رقص اجرا می‌کند، رقصی بسیار دشوار که اجرای آن به نرمش و بنیه بدنی زیادی نیاز دارد. این رقص همان طور که ناگهانی آغاز می‌شود، ناگهانی نیز به پایان می‌رسد.»
اما آن چه رامبد جوان انجام می‌دهد شبیه رقص سرخپوست‌ها در کارتون لولک و بولک است. و در نهایت مخاطب به این مخاطب به این باور می‌رسد که اینکاها عجب مردمان مسخره‌ای بودند. تعجب می‌کنم اگر مهندس‌پور حتی یک فیلم از رقص بومیان آمریکایی و آفریقایی ندیده باشد یا صحنه‌هایی که با کشیشان سخن می‌گوید و یا درباره کلمات و نشانه با مارتین جوان، بسیار سطحی، بی‌تأثیر و تصنعی جلوه می‌دهد. فرهاد آئیش برای نقش فرانسیسکو پیزارو با کُندی در رفتار و حرکات و از طرفی گرفتگی صدا، کاراکتر این جنگجوی کهنه‌کار را از ابتدا تا انتها بسیار تخت و کم تنوع به نمایش می‌گذارد. جواد نمکی در نقش مارتین جوان خسته، کُند و دلمرده می‌نماید، در حالی که در متن عکس چیزی است که می‌بینیم. کاراکترهای دسوتو با بازی محسن حسینی، استته با بازی یعقوب صباحی و... کشیش‌ها به حدی شیک و اتوکشیده هستند که گویی به پیک‌نیک رفته‌اند نه جنگ و غارت؛ و تأسف‌بار زمانی است که در پلان‌های چند نفره بازیگران منتظرند تا نوبت دیالو‌گ‌گویی‌شان فرا برسد.
بعد ازاین مبحث می‌توان به نورپردازی تخت که هیچ پرسپکتیو و یا فضای دهشت، ترس و آشفتگی را القاء نمی‌کند اشاره کرد. و همین طور موسیقی جهانسوز فولادی که در نوع خود مستقل و بی‌کارکرد است. مرز میان صحنه و تصویر در اشراف بر جزئیات بسیار و کارکرد روانی آن‌ها بستگی دارد. فرهاد مهندس‌پور به رغم شناخت تأثیر و شرایط اجرایی آن، کمتر تصویر و قواعد آن را می‌شناسد. تله تئاتر"یغمای با شکوه خورشید" را می‌توان شکست حرفه‌ای هنرمندی دانست که هر آن چه را در کارهای دیگران نمی‌پسندد، خود مو به مو‌ به‌کار بسته است.
و در پایان مخاطب می‌ماند و این پرسش‌ها که چرا باید به تماشای این تله تئاتر بنشیند؟ اگر بحث نابودی یک تمدن است که تمدنی نمی‌بیند. اگر دیدن درگیری انسان‌ها در بین است که همه این آدم‌ها منفعل هستند؛ زیرا همه کارکردها و فعلیت‌ها از آن‌ها گرفته شده. و بالاخره این که شما چه وجه تماتیکی در این اثر کشف کرده‌اید که اکنون او می‌گوید:«این اثر را می‌باید که می‌دیدم.»

حمیدرضا نعیمی
نمایشنامه‌نویس، بازیگر و مدرس تئاتر


به قلم: امیررضا-امیرحسین ׀ تاریخ: شنبه 21 مهر1386 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

استاد علی نصیریان
نمایش"بازیگر و زنش" اثر استاد علی نصیریان با کارگردانی مجید ستایش در خانه نمایش اداره برنامه‌های تئاتر روی صحنه رفت.
به گزارش دریافتی از روابط عمومی اداره برنامه‌های تئاتر و خانه نمایش، "بازیگر و زنش" به داستان مرد بازیگری می‌پردازد که به قصد دیدار فرزندش به همراه همسرش به خارج از کشور مهاجرت می‌کند و حالا قصد دارد در آن جا نمایشی اجرا کند.
این نمایش که دو پرسوناژ دارد ، با حضور بازیگرانی چون آتش تقی‌پور و منیژه گلچین اجرا می‌شود.
علاقه‌مندان به تماشای این نمایش می‌توانند تا پایان مهر به خانه نمایش واقع در میدان فردوسی، نرسیده به پل حافظ، خیابان پارس، پایین‌تر از بیمارستان دادگستری، اداره برنامه‌های تئاتر مراجعه کنند.
این نمایش هر شب ساعت 19 به مدت 90 دقیقه اجرا می‌شود.


به قلم: امیررضا-امیرحسین ׀ تاریخ: سه شنبه 17 مهر1386 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

دربــــاره پيتــــــر بــروک...

            
                                      مــــردي که آرامش جزِِء زندگي اوســت ...                                       

 

 پيتر استـــفان پل بـــروک در 21 مــارس سال 1925 در لندن متولد شد و تحصيلات خود را در آکســـفورد به پايان رســـاند. از زمــاني که در دانشگاه به تحصـــيل مشغول بود فعاليت در عرصه تئـــاتر را آغـــا ز کرد. در مجمـــوعه تئاتر بيرمنگـــام نمايشنامه هاي بسيـــاري در سبک کلاسيـــک کارگرداني کرده اســــت. او در سال 1947 وارد استنفــــورد شد و شهـــرت جهاني او به دليل نوآوري در اين عرصـــه است که بيش از نيمي از قـــرن بستم را دربر مي گيرد.
 در سال 1962  به کمپــــاني Royal Shekspear  پيوســـت و کارگرداني دو تئـــاتر مشهـــور ، The Marat – Sade نوشـــته مدرنيست آلماني Peter Weiss و شاه ليــر را برعهـــده گرفــت که فيلم اين نمايشنامه نيز با هنرمندي  همان بازيگران ساخـــته شد. فعاليت هاي هنري بروک  در دهـــه 70 با همکاري مرکز تحقيقات تئـــاتر فرانســـه  در پاريس ادامـــه يافت و به اين ترتيب او با سفر به افــــريقا  و آســـيا تجارب جديدي را در کارنامـــه هنـــري خود به ثبت رســـاند.
اغلب کارهاي بروک تحت تاثــــير تئاتر حمـــاسي شکل گرفته است. او در سال 1998 نشــــان افتخـــار عرصـــه تئاتـــر را از آن خود ســـاخت. بــروک تاکنون کارگرداني بسيـــاري از فيلم هاي سينمـــايي انگليـــس و فـــرانسه را برعهــــده داشته اســـت.
اوليـــن اجـــراي بروک در ســـن 18 سالـــگي نمـــايش « دکـــتر فـــاستوس» است  و آخرين اجـــراي او در ســـن 80 ســـالگي  نيز Tierno Bokar نـــام دارد که نمــــايشنا مه اي  صوفــــيانه است. در اين مـــدت او کارگـــرداني نمـــايشنامه هاي بســــياري درباره شکســــپير ، چخــــوف ، ســـا موئل بکت ،  اپـــــرا ، موسيقــــي و همچــــنين چندين نمـــايش خيابــــاني  را عـــهده دار بوده اســـت.  ايجــــــاد مرکــــز بين المللــــي تحقيقـــات  تئاتـــر در پــــاريس  که به ســــرپرستي بــــروک اداره مي شد فـــرصتي را فــــراهم مي آورد تا هنــــرمندان از فــــرهنگ هاي مختلـــف دنيـــا با يکديگـــر آشنــــا شــــوند و نتـــايج بدست آمده از اين همــــکاري در سطــــح جهــــاني از تاثير قــــــابل ملاحــــظه اي برخــــوردار بوده اســــت.
به اين ترتيب  اجــــراهاي بســـياري  به کارگرداني بـــروک به روي صحــــنه رفتـــه است که به نوعـــي بيانگـــر فـــرهــنگ  حمـــاسي نقــــاط مختلــــف دنياست. بســـياري از نوشـــته هاي بـــروک  توانســـته است سبک جـــديدي را در تئاتــــر پـــايه گذاري کـــرده  و به عـــبارتي تئــــاتر امــــروزي را تحـــت تاثـــير  خـــود قـــرار دهـــد  و تاکـــيد اين هنـــرمـــند  بر حفـــظ ســـادگي  در نمـــايش  و توجـــه به عقـــايد  فــــرهنگي و اسطوره ها  توجـــه بسيـــاري از شــــرکت هاي بزرگ دنيـــــا که در زمينه هنـــر فعــاليت دارند  را به اين ســـبک جلـــب نمـــوده اســت.کســـاني که با او همکــاري داشـــته اند مي دانند که او فـــردي  شگفت انگيـــز و غيــر قــــابل پيش بينـــي است و آرامـــش جـــزء لا ينفـــک زندگــــــي اين هنـــرمند بـــزرگ اســـت.

تهیه وتنظیم : امیر حســین تفخیمی    
oscar_man98@yahoo.com

به قلم: امیررضا-امیرحسین ׀ تاریخ: سه شنبه 10 مهر1386 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

خبـــــری جالب برای افتخار سینمـــــای ایـــران...

                          رابـرت دنيــــرو و ژوليـــت بينوش بازيگـــران فيلــــم کيا رســـتمي

                                                       

عباس کيارســـتمي پس از حضـــور در جشـــنواره کـــن و همـــراهي با ديگـــر فيلم ســـازان  مجمـــوعه فيلم هاي کـــوتاه سفـــارش کن، در نشســـت خبـــري شـــرکت ام کادو  که با حضــــور ژوليت بينـــوش و ماريـــن کارميتـــز برگـــزار شـــد، خـــبر تـــوليد فـــيلم  رونوشت  برابر اصـــل در مهـــرماه را داد. کيارســــتمي که در آن مقطع بازيگـــر مرد اصلـــي فيلم را انتخـــاب نکرده بود ســـرانجام با رابـــرت دنيــــرو  براي حضــــور در فيلمـــش به توافــــق    رسيـــد و به دليل  تعهـــد دنيـــرو در پاييـــز ، فيلم برداري فيلـــم به بهـــــار  آينــده مــوکول شـــد. بي ترديد حضـــور رابرت دنيــــرو و ژوليت بينـــوش در فيلـــم کيارستمـــي  يک اتفـــاق بزرگ  براي سينمـــاي ايــــران خواهـــد بود. برنامه بزرگداشت کيـــارستمي نيـــز از روز ســــي ام مــرداد تا 22 شـــهريور  با نمــايش 10 فيلـــم او در آرشـــيو فيلـــم فنلانـــد در هــلســـينکي برگــــزار شـــد و کيارســـمي پس از حضـــور  در اين برنـــامه در جشنـــواره   فيلـــم  ونيــــز   حضـــور يافـــت تا جــايزه شـــير طلايي افتخـــاري  برناردو برتولوچــــي  را به او اهـــدا کند. کيارســـتمي  در تـــير ماه به عنـــوان  رئيـــــس هيا ت  داوران جشنـــواره فيلم هـــاي کوتـــــاه کاپالـــبيو به ايتاليـــــا  سفــر کرد. جشنــــواره  فيـــلم  «  آفتـــــاب نيمه شـــب » فنلاند نيـــز که اوکــــي کـــوريســـماکي برپـــــا کرده ، در برنـــامه اي ويژه مجــموعه اي از فيلـــم هاي کيارســـــتمي را به نمـــايش گذاشــت و اين فيلـــم ســـاز ايراني با تمـــاشاگران فنلانـــدي به گفت و گو  دربـــاره آثار خـــود پرداخـــت. از شـــانزدهم تيـــر نيز  به مـــدت تقـــريبا دو مــاه  همــه فيلــم هاي کيارســــــتمي  در برنامه اي که با همکاري دانشــــگاه کاليفــــرنيا ، مــــوزه هنـــتر برکلـــي و آرشــــيو فيلـــم پاسيفيـــک در برکـــلي کاليفـــرنيا برپا شـــده بود ، به همـــراه نمــــايشگاه عکس هاي وي بـــراي دوســـتداران آثــآر او به نمـــايش در آمد. کيـــارستـــــمي در ايران نيــــز همچـــنان  پي گــــيرانه کارگــــاه آمــــوزش فيلم ســـازي خـــود را براي گـــروهـــي از جـــوانان ادامـــه داد . تيتـــــراژ فيلــــم به همـــين ســـادگي ( رضـــا ميـــر کـــريمي ) را ســـاخت و پو ســـتر يازدهمـــين جشــــــن سينمــــــا را نيـــــز طـــراحي کـــرد.

تهیه وتنظـــیم : امیر حسین تفخیمی             oscar_man98@yahoo.com                  

به قلم: امیررضا-امیرحسین ׀ تاریخ: دوشنبه 9 مهر1386 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

گفـــتگوی جـــالب و خواندنی با پیتر بــــروک...

تئـــــاتر، خـــود زندگی است

گفتگوی چند بازیگر و کارگردان با پیتــر بـــروک

پیتر بروک در زمان حال و به عبارتی در لحظه زندگی می کند و این تفکر برای دوستداران او مبحث جالب و تفکر برانگیزی است به همین دلیل هنرمندان با او میزگردی تشکیل داده اند که در حقیقت پاسخ های او به سوالات هنرمندان به نوعی به نمایشنامه جدید اوست این نمایشنامه که Tierno Bokar  نام دارد ، داستانی راجع به گروه های مستعمره چی فرانسوی کشرها در دهه 30 و40 میلادی اوست و به اختلافات عقیده ای میان احزاب مذهبی اشاره می کند.نکته جالب در گفتگو این است که بـــروک به هیچ سوالی بدون مقدمـــه و عجولانه پاسخ نمی گوید. آنچه در خصوص این هنرمند شگفت انگیز است، این است که او در ســـن 80 سالگی همچنان به تحقیق ادامه می دهد و بویژه در حال جمع آوری اطلاعاتی درباره مذهب،استعمارگری و آفریقا است. به عقیده بروک تئاتر از طریق شگفتی و هیجان بازی و شادمانی ما را به حقیقت رهنمون می سازد. ما را از آنچه در پیرامون قرار گرفته جدا می کند و فاصله ما و دوردست را از بین می برد.

*مکس استنفورد (کارگردان):با توجه به نا آرامی های سیاســـی در آفریقا نقش تئاتر در واکنش به این نا آرامی را چگونه ارزیابی می کنید؟

- بدیهی است که وقتی در تئاتر یک موضوع سیاسی را مورد توجه قرار می دهید باید بتوانید اطلاعات مردم نسبت به این موضوع را به صورت ساده تری بیان کنید.فرض کنید می خواهیم درباره عراق، قتل عام و یا بیماری ایدز در آفریقا نمایشنامه ای را به اجرا در آوریم.در این صورت اجتناب از ایجاد واکنش های کلیشه ای غیر ممکن به نظر می رسد.تنها کاری که تئاتر سیاسی می تواند انجام دهد این است که با نمایش جنبه دیگر این موضوع تغییراتی را در این خصوص اعمال نماید. گاهی با اشـــاره به موضوعی که از گذشته وجود داشته است ، می توانیم نگرانی های جدیدی را نسبت به این موضوع ایجاد کنیم.اگر چه نمایشنامه Tierno Bokar برای این ساخته نشد که بیانگر مشابه در کشور عراق باشـــد اما می بینیم که اجرای این نمایش در آگاهی نسبت به آنچه می تواند در اینده عراق تاثیر گذار باشد نقش مهمی را ایفا می کند.هر نمایشنامه ای با موضوع سیاسی نه تنها در بردارنده استدلالهای منطقی نسبت به موقعیت موجود است بلکه بیانگر آن ارزش هایی است  که ارزش زندگی کردن را داشته باشد.

*سیمون کالو (هنرپیشه) : نظر شما در استفاده از هنرپیشه های آماتور در کارهای نمایشی چیســت؟

- به نظر من در بازیگران جـــوان کم تجربه و یا حتی بی تجربه استعدادهای نهفته ای وجود دارد که می تواند شکوفا شود.در همکاری با گروه های نمایش بین المللی در یافته ام که بازیگران از کشورهای مختلف این توانایی را دارند که بتوانند استعدادهای ویژه ای را در درون خود بیابند.هـــر هنرپیشه ای می بایست به این موضوع واقف باشد که خــــواستن ، توانســـتن است.

*فیلیپ هدلی (کارگردان) : در کتاب فضای خالی بر چه اساسی تئاتر را طبقه بندی کرده اید؟

- این کتاب در حقیقت به عنوان یک پیشنهاد نوشته شده است. این طبقه بندی در بردارنده اصول و قواعد موقتی است که در یک بازه زمانی به عنوان مرجع به ان استناد می شـــود. قوانین و مقررات تئـــــاتر زودگذر و ناپایدار است. آنچه در دوره ای بسیار مهیج است پس از مدتی به دست فراموشی سپرده می شود و هیچ ردپایی از خـــود برجای نمی گذارد . این طبقه بندی نیز تنها در زمان خود قابل فهم و ملموس بوده است.

*جود کلی (کارگردان) : آیا اعتقاد به مـــرگ به عنوان یک هنرمند در تصمیمات اتخاذ شده در طول زندگی شما تاثیر گذار بوده است؟

-هرچه اعتقاد انسان به مرگ و نیستی قوی تر باشد برای او بهتر خواهد بود . منظورم این نیست که هر لحظه باید به یاد اوری که روزی از دنیـــــا خواهی رفت.به عقیده من چیزی به عنوان تاریکی وجود ندارد بلکه عدم وجود نور سبب ایجاد تاریکی می شود یعنی مرگ  هم چیزی نیست جز عدم وجود حیات. امـــا این باور چگونه هنر تئاتر را تحت تاثیر قرار می دهد؟ اعتقاد به مرگ و نیستی در دنیای مادی از هر گونه نتیجه گیری اخلاقی  نسبت به به نیکی و بدی جلوگیری می کند. بنابراین می توان گفت که تزکیه نفس و پی بردن به چگونگی مواجهه و مقابله با حوادث حزن انگیز ، احساس جدیدی را در فرد ایجاد می کند که زمینه ساز نگرش شگفت انسانها نسبت به زندگی دنیوی است.

*دیوید الویرج(نمایشنامه نویس) : نقش نمایشنامه نویسان معاصر در تئاتر مدرن و امروزی چیست؟

- نمایشنامه نویس معاصر یعنی نمایشنامه نویس معاصر . یک نمایشنامه نویس معاصر می تواند فردی بی تفاوت و بی تاثیر باشد. در حالی که گاهی انچه نمایشنامه نویسان گذشته در عرصه تئاتر از خود به یادگار گذاشته اند از تاثیر به مراتب بیشتری در این عرصه برخوردار بوده است. بستگی به دیدگاه های فرد دارد. بنابراین نمایشنامه نویسی که خود را مسئول می داند و عقاید و نظرات دیگران را می پذیرد فرد موفقی است که در تئاتر امروز نقش مهمی را ایفا می کند.

*نیــــل بارتلت ( کارگردان و نمایشنامه نویس): هنوز هم فکر می کنید که مهم ترین عامل برای حفظ سلامت تئاتر کاهش قیمت بلیت است؟

- بلـــه . از زمانی که کار در عرصه تئاتر و نمایش را در پاریس آغاز کردم بر این عقیده خود پافشاری می کنم که بلیت ارزان ، تضمین کننده سلامـــت تئاتـــر است. در سفری که تازگی به نیویورک داشتم از این که هزینه بلیت در آکادمی موسیقی بروکلین  نسبت به دوره نمایش حماســـی مهاتاربا به شدت افزایش یافته بود بسیار ناراحت شدم  بنابراین تصمیم گرفتم با نصف هزینه بلیت  نمایش را در دانشگاه کلمبیا به اجــــرا در آورم.

* تیم ساپـــل (کارگردان): تجـــربه کارگردانی در عرصه تئاتر و سینما را چگـــونه می بینید؟

- از مزایای قابل توجه کار در عرصه تئاتر ، علیرغم جاذبه سینما در دیدگاه مردم ، این است که در اجرای نمایش پیوندی عمیـــق میان دست اندرکاران نماش ایجاد می شود. اگرچه فیلم سازی در جای خود بسیار جالب و دوست داشتنی است ، امـــــا یکی از معـــــایب آن این است که معایب آن، این است که ارتباط میان بازیگران و دست اندرکاران گذرا بوده و تنها برای مدت کوتاهی است ولی در تئاتر تا مادامی که این نمایش اجرا می شود ارتباط میان افراد محفوظ است.

* کوام کویی- آرما ( هنرپیشه و نمایشنامه نویس) : برای ترک وطن و تعقیب بینش هنری خود چه بهـــایی را پرداخت کردید؟

- از ضرورت های کاملا اساسی در عرصه تئاتر این است که فرد بتواند با هنرپیشه ها و بازیگران از فرهنگ های مختلف کنار بیاید و بتواند نقشی را در مقابل تماشاگران ایفا نماید. من انگلیس را ترک نکردم  بلکه در آن زمـــان تشخیص دادم  که شـــرایط کار در عرصه بین الملل  در فرانســـه به مراتب بهتر است.اگرچـــه مردم فرانســــه میهن پرست هستند اما همیشه از هنرمندان خــــارجی استقبـــال می کنند. تجربه کار در کنار هنرمندانی از فرهنگ ها و عقاید و رســـوم متفاوت سبب فراموش شدن هویت اصلی هنرمند نمی شود . هنرمندان و نویسندگان  جوان اغلب از این که آزادانه بیندیشند احســـاس نگرانی می کنند در حـــالی که آزادی فکر و اندیشـــه حق مســــلم هر انســــان است . چند فرهنگی بودن سبب ضعف انسان نخواهد شد بلکه ســـر آغاز مسیر پیشرفت انســـان است.

 تهیـــــه وتنظیم : امیرحســــین تفخیمی           

Oscar_man98@yahoo.com

به قلم: امیررضا-امیرحسین ׀ تاریخ: سه شنبه 3 مهر1386 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

درباره وبلاگ

به نـــام خـــدا
چــه جــواب هایی دارد این عـــلامت ســـوال
شروعـــی کرده ایم از جـــنس ؟
جـــمعی عـــاشق
ســـکوت هایمان از جـــنس این عــلامت پــر شــده است
می خـــواهیم باشـــیم با همــه بودن ها و نبودن هــایش
و حــال با تمــام توان این بار با عـــلامتی جـــدید
علامتی ســـوال که دوســـت دارد بخنداند و لحظاتی حتی بگـــریاند
و لحـــظه ای به تامــلی عــمیق فــرو ببریم
دوســـت داریم خنده را روی صـــورت تمـــاشاگران عـــشق نقـــاشی کنیم
دوست داریم باور کنیم کــه می شـــود بود بی دغدغـــه هایی که دور می کند مــا را از هـــنر
دوست داریم باشـــیم برای شــما
که عـــاشقانه از هـــنر و هنـــر مند حمـــایت می کنید
با امـــید به آینـــده گـــــروه نمـــایش ؟
............................
گروه تئاتر سوال فعالیت خود را از سال 1386 در تهران آغاز کرده است.
اعضای گروه سوال (؟) :
احسـان الله دادی
امـیر حـسین تـفـخیمی
امیررضـا جـلالـی
آسـا رضـاخـانی
پــروانه ارســــالی
محمــد پـیــر هوشــیاران

.....................

×× سوابق گروه سوال ××

1. اجـــرای نمایش همه فرزندان مـن در سالن جام جـــم 85

2. اجـــرای نمایش خــرده جنایت های زن و شوهری در سالن جام جـــم سال 85

3. اجـــرای نمایش تانگـــوی تخم مرغ داغ داغ در سالن جام جـــم سال 85

4. اجـــرا ی نمایش پیک نیک در میدان جـــنگ در دانشـــگاه تهـــــران - جنــــوب در سال 86

و اجـــرای نمایش(( پیک نیک در میدان جنگ))در(( فـــــرهنگســـــرای بهمــــن)) از 29 تیـــــر تـــــا

17 مـــــرداد در ســــاعت 17:00 به اجـــــرا در آمــــد.

5. بازیگـــری در فیلم کــوتــاه " سکانس 44 "

6. بازیگـــری در فیلم کــوتــاه " زندان، شــهر، زندان "

7. بازیگـــری در فیلم کــوتــاه " عــوضی های کوچــه 13 "

8. نمـــایش ((در حال تمرین)) در سال 88 " کــاش یه تلمـــبه داشــتیم"

****************************
نمایــش های در حال اجــــرا:

۱. من-مکبث- تو فرزین ریحانی‌راد خانه کوچک نمایش ۱۶/۳۰

2. بوبوک به کارگردان بنفشه اعرابی در تالار اصلی مولوی ۱۸

3. مهر هفتم‌ سعید شاپوری قشقایی ۲۰/۳۰

4. قولنج داود فتحعلی‌بیگی حسین بابایی سنگلج ۱۹

5. تماشاخانه ایرانشهر، سالن شماره 1: "زال و رودابه"کارگردانی نادر رجب‌پوساعت 20:30

6. مرثیه‌ای برای یک سبک وزن‌ ایوب آقاخانی سایه ۲۰/۱۵

7. سگ سکوت طلا معتضدی آروند دشت‌آرای تالار ایرانشهر ۲۰/۳۰

8. خشکسالی و دروغ محمد یعقوبی تالار چهارسو 20/30

9. سالن اصلی تئاتر شهر : نمایش"باغ شکر پاره" به نویسندگی و کارگردانی قطب‌الدین صادقبازیگرانی چون

کرامت رودساز، کاظم هژیرآزاد، سامان دارابی، نوشین تبریزی و رهام مخدومی ساعت 20:15

10. کارگاه نمایش:"مجلس برادرکشی" نوشته تقی همتی‌نیا و سیروس همتی و به کارگردانی

سیروس همتی20:45مدت زمان 45 دقیقه

11.تالار کوچک:نمایش"ویولون‌هایتان را کوک کنید نمایش" کارگردانی

بیتاخارستان یساعت 19


لینکهای روزانه

جستجوی مطالب

طراح قالب

© All Rights Reserved to questiong.Blogfa.com / Theme by: best skin