تبليغاتX
گـروه تئـاتـر ســــوال ؟

گـروه تئـاتـر ســــوال ؟

مــا زنـده به آنیــم که آرام نگــیریـم ___ مــوجـیم که آســودگـی مـا عـدم مـاست

منوی اصلی

آرشیو مطالب

لینکستان

پشتیبانی

امار وب

امکانات


استانيسلاوسکی چی ميگفت !

 بازیگریه متد از تاتر گروه و نظریه های استانیسلاوسکی و واختانگوف و با همکاری لی استراسبرگ با این دو شروع شد . به طور کلی دو تا نظریه برداز بزرگ در هنر بازیگری وجود داره که یکی از اونها  کنستانتین استانیسلاوسکی و یکی دیگه برشت ...

البته هر دوی این بزرگان در کار خودشون نمونه بودند اما نظریاتشون در مورد بازیگری با هم متفاوت بود  که البته صدمه ای به هیچ کدوم از اونها و نه به کار بازیگران قدیمی و جدید نمیزد . اصلا مگه نظر همه باید مثل هم باشه ؟اما در هر صورت ریشه ها ی بازیگریه متد متعلق به استانسلاوسکی و عقاید اونه ! استلا ادلر و بقیه ی اعضای تاتر گروه در اموزش بازیگری از اموخته ها شون که برگرفته از عقاید استانیسلاوسکی بود کمک میگرفتن و اکتورزاستودیو هم  با بایبندی به همون اصول ( اصول بازیگری متد یا روش دار ) شکل گرفت .

استانیسلاوسکی در جست و جوی امکاناتی برای نزدیک تر کردن انچه روی صحنه رخ میدهد و واقعیت حوادث در زندگی بود. او درصدد بی ریزی اموزشی بود که به رشد واقعی هنر صحنه ای کمک کند به عقیده ی او درک هنر و تسلط بر هنر چیزی بود که باید به یک بازیگر اموزش داده میشد .

سیستم استانیسلاوسکی یک دوره ی کامل اموزش هنری است  که در نهایت نظر برشت را نیز به خود جلب کرد ؛ برشت  در جایی ( کتاب تاتر چاب ۱۹۶۵)مینویسد  :    سیستم استانیسلاوسکی مترقی است به دلیل انکه سیستم است.

گفتاری از هگل (فيلسوف مشهور المانی )....

بازیگر با تمام وجود ؛ با چهره ؛ با قیافه و با صدای خود هنر افرینی میکند . وظیفه ی او این است که خویشتن را با نقشی که بر عهده دارد یکی سازد ...صدا ؛ طرز سخن گفتن ؛ حالتها ؛ قیافه و به طور کلی همه ی اعمال و اندیشه های او با نقشی که دارد تطبیق کند .

بازیگر که خود موجودی زنده است مجبور میشود همه چیز خود را از یاد ببرد تا بتواند احساس دیگری را نشان دهد ؛یعنی نقش انسان دیگری را بازی کند .

.....بازیگر ؛ مثل هر انسان زنده ؛ صاحب صدا صدا و چهره و قیافه و حالتی خاص است که با سرشت او امیخته و مختص به خود اوست .

و بازیگر باید این همه را تغییر دهد تا بتواند خودش را با نقشی که بر عهده اش میگذارند تطبیق دهد .

نظر همه همینه اصلا بازیگری همینه ! بس میبینیم بازیگری خیلی کار ساده ای نیست و به از خود گذشتگیه خیلی زیادی نیاز داره اما نیازی هم به نگرانی نیست در واقع با اموختن فنون این هنر کار تا اندازه ی بسیاری ساده میشود و فقط به تجربه ی شخص بستگی داره که به هر حال قابل حل !!!!.....

شروع بازيگريه متد !....                        

میشه گفت :

 شروع بازیگریه متد رنسانس بازیگریه البته این رنسانس با  فعالیتهای استانیسلاوسکی در شوروی اغاز شده بود و به وسیله ی  تاتر گروه (هارولد کلرمن ؛ لی استراسبرگ ؛ شریل کرافورد )و همین طور اکتروز استودیو با نام بازیگری متد شناخته شد و هدف خودش رو که : حقیقت جویی  هرچه بیشتر در بازیگری بود ؛به زودی بیدا کرئ و در هین زمینه شروع به فعالیت کرد و بازیگزیه متد به زودی در  سینمای امریکا و  حتی جهان به عنوان موفق ترین شیوه ی بازیگری شناخته شد !

میشه گفت بازیگریه متد در حقیقت ترکیبی از نظریات استانیسلاوسکی و واختانگوف است که عمدتا  توسط لی استراسبرگ به شکل نهایی و اصلی خود میرسید !...

شکل گیری بازیگریه متد دیدار اعضای تاتر گروه از شوروی و اشنایی انها با نحوه ی کار واختانگوف در سال ۱۹۳۴ بود ! (حالا این که  برشت چی میگفت ! یه بحث جداست که بعدا درباره اش مینویسم )

خلاصه این که بازیگری متد از تاتر گروه شروع شد که البته الیا کازان و استلا ادلر هم به زودی به اونها ملحق شدند !و این طور بود که بازیگری به این روش همراه با عناصر اصلیش که عبارت است از :

کار بازیگری متد بر روند تمرکز و رهایی از تنش های عضلانی و ذهنی  کار با حواس بنج گانه و بالا بردن درجه ی دریافت این حواس بازافرینیه احساسایی که به وسیله ی این حواس در ما ایجاد میشود  بازافرینیه  عواطف و تجربه کردن عینی  اونها بررسی مشکلات بازیگر در ارایه ی گویا و شفاف هیجانهای برخاسته از عواظف مسایل مربوط به رفتار بیرونیه نقش لحظات شخصی و ...

به سرعت رواج بیدا کرد !....

ادعایه باريگری ادعای تواناييه ! ميگی نه !؟ نگو نه !

اره بازیگری یعنی توانایی !

یعنی اگه بخوای از کلمه ی : نمیتونم استفاده کنی باید بری دنبال یه کار دیگه اصلا حضور در عرصه ی بازیگری یعنی ادعای توانایی ! وقتی وارد این دنیا میشی یعنی اومدی که ثابت کنی بهتر و تواناتر از تو وجود نداره ! بس هروقت ناخوداگاه یا خود اگاه گفتی نمیتونم

باید بری یه خرده با خودت حرف بزنی و هدفت رو از بازیگری مشخص کنی !!!

اگه میخوای یک بازیگر خوب باشی و تا ابد یک بازیگر خوب بمونی باید یادت بمونه که * فقط تو میتونی و انسانی  توانا تر از تو  در جهان وجود نداره !*

باریگری تلاش برای رسیدن به خوشی دانایی و دانش  ! دانشی که همه ی رشته ها ی هنری و علمی رو در بر میگیره ! دانشی که تو رو ارضا میکنه !

و این دانش اونقدر وسیعه که تو خیلی وقتا نمیتونی بفهمی کجاش قرار گرفتی اصلا واردش شدی یا نه !

خلاصه این که یک بازیگر خوب شدن در صورتی ممکنه که کلمه ی : نمیتوانم ؛ رو از لغت نامه ی ذهنت به طور کامل  از بین ببری !!

 

به قلم: امیررضا-امیرحسین ׀ تاریخ: جمعه 17 اسفند1386 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

مرورى بر فعاليتهاى برتولت برشت در عرصه سينما

     

                         

 

شايد بسيار کسانى که با نام برتولت برشت بعنوان شاعر و نمايشنامه‌نويس آشنا هستند، نداند که او در زمينه فيلم و سينما نيز فعاليت‌هايى داشته است. برتولت برشت در سال ۱۹۲۳ براى نخستين‌بار به سينما روى آورد. او با همکارى اريش انگلمان و نيز کارل والنتين (کمدين معروف آلمانى) در يک انبارى در مونيخ فيلم «تجربه‌ى اسرار يک آرايشگر» را ساخت که روابط پوچ و بيهوده روزمره‌ را در يک سالن آرايش بازتاب داده است. اما دهسال به درازا کشيد که برشت بار ديگر به فيلم بپردازد.

پيش از آن در سال ۱۹۲۸ با همکارى کورت وايل (آهنگساز آلمانى) «اپراى سه  پولى» خود را به روى صحنه آورده بود و دوسال پس از آن گئورگ ويلهلم پابست براساس اپراى سه‌پولى فيلمى ساخت که به درگيرى ميان برشت و کارگردان فيلم انجاميد. بدنبال آن کمپانى فيلمسازى از هرگونه همکارى با برشت سرباززد.

برشت که حق اظهارنظر نامحدود را در پيوند با ساخت فيلم براى خود محفوظ مى‌خواست، بارها کار فيلمبردارى را به تعطيل کشانيد و اندکى پس از آن حتا درخواست کرد که اين فيلم را بايد کارگردان ديگرى بسازد. سرانجام فيلم اپراى سه ‌پولى در ماه  فوريه ۱۹۳۱براى نخستين بار در برلين نمايش داده شد. اين فيلم که با استقبال منتقدان سينمايى روبه‌رو شد يکى از بهترين فيلمهايى‌ست که تا امروز از اپراى سه‌ پولى برشت تهيه شده است.

برتولت برشت يکسال پس از آن کارهاى ساخت فيلم ديگرى را با نام «کوهله وامپه»‌ يا «جهان از آن کيست» آغاز کرد. اين فيلم را اسلاتان دودوف، فيلمساز جوان بلغارى که در برلين در رشته علوم تئاتر و سينما تحصيل کرده بود، کارگردانى کرد. فيلمنامه «کوهله وامپه» يا «جهان از آن کيست» را برشت و ارنست اوتوالد با همکارى يکديگر نوشتند. فيلم فضاى زندگى را در برلين در سالهاى دهه ۲۰ بازتاب داده است و به پديده بيکارى، به موقعيت چاره‌ناپذير بيکاران و نيز به روابط عشقى پرداخته است.

در آغاز فيلم يک مرد جوان بيکار است که پس از آنکه روزها را پى‌درپى بيهوده در جستجوى کار گذرانيده است، خود را از پنجره‌ى خانه به پايين پرتاب مى‌کند و به دنبال آن خانواده‌اش از آن خانه رانده مى‌شوند و مجبورند به محله «کوله وامپه»، محله‌اى که بيکاران و بى‌خانمانان زندگى مى‌کنند، بروند. نمايش اين فيلم نخست بخاطر ماهيت انتقادى اجتماعى‌اش ممنوع گرديد. اما آنگاه که قيچى سانسور بسيارى از صحنه‌هاى حساس آن را بريد و نيز در پى اعتراضهاى گسترده‌ى هنرمندان و روشنفکران در سينما به نمايش گذارده شد.

اندکى پس از آن ناسيونال‌ـ سوسياليست‌ها در آلمان در ژانويه ۱۹۳۳ بقدرت رسيدند و برشت مجبور شد همراه با خانواده‌اش آلمان را ترک کند. او از راه پراگ و وين نخست به سوييس، سپس به دانمارک، سوئد و فنلاند رفت و سرانجام در سال ۱۹۴۰به ايالات متحده آمريکا مهاجرت کرد.

برشت در آمريکا بيش از پيش به فيلم پرداخت تا بتواند مخارج زندگى خانواده‌اش را تامين کند. او نيز، چون همکارش «هاينريش مان» کوشيد تا در هاليوود کار کند. برشت فيلمنامه‌اى را بنام «جلادان هم مى‌ميرند» به فريتس لانگ کارگردان آلمانى تبار که در هاليوود نام‌آور شده بود، داد و به دنبال آن کار فيلمبردارى «جلادان هم مى‌ميرند» در کمپانى فيلمبردارى «يونايتد آرتيست» آغاز شد. در اينجا نيز اختلافهائى پديد آمدند. بويژه در پيوند با شيوه بازسازى داستان و حذف بخشهاى مهمى از فيلمنامه برشت واکنشى تلخ از خود نشان داد، اما در برابر سيستم هاليوود نتوانست کارى از پيش ببرد.

فيلم «جلادان هم مى‌ميرند» در کنار فيلم «بودن يا نبودن»‌ به کارگردانى ارنست لوبيچ کارگردان آلمانى تبار در هاليوود و فيلم «صليب هفتم» ساخته‌ى فرد زينه مان کارگردان ديگر آلمانى در هاليوود در رديف مهم‌ترين فيلمهاى ضدفاشيستى به‌شمار مى‌رود که در هاليوود ساخته شده‌است. پس از آنکه برتولت برشت بمانند بسيارى از هنرمندان ديگر در آمريکا احضاريه‌اى از کميته مبارزه با فعاليت‌هاى ضدآمريکايى دريافت کرد، آمريکا را ترک کرد و به اروپا بازگشت.

هنگامى که اريش انگلمان در سال ۱۹۴۹ برآن شد تا فيلمى را براساس «ننه دلاور و فرزندان او»‌، نوشته برتولت برشت بسازد، برشت خود با همکارى اميل بورى روى فيلمنامه کار کرد. اما پس از آنکه اريش انگل مان از کارگردانى آن کناره‌گيرى کرد، ولفگانگ اشتاوده براى کارگردانى برگزيده شد. در اينجا بازهم برشت با کارگردان بر سر گزينش هنرپيشگان اختلاف پيدا کرد.

برتولت برشت در زمينه فيلم مستند نيز فعاليت کرد. فيلم مستند و شاعرانه «ترانه‌ رودها» بازتاب‌دهنده نيروى سياسى جنبش جهانى سنديکاهاست که ترانه‌هاى آن را نيز برشت ساخته بود.

      

 

 

به قلم: امیررضا-امیرحسین ׀ تاریخ: پنجشنبه 9 اسفند1386 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

يادداشت بهروز غريب‌پور به مناسبت اربعين حسيني

يک دسته موزيک مرکب از کلارينت –قره‌نی- يک آکوردئون- يک سايدرام، يک ترمپت‌نواز را بياد مي‌آورم که با پيراهن‌هاي سياه- در ميانه خيابان تازه آسفالت شده شاهپور روزهاي کودکي من- از 1329 به بعد – با ملودي‌هاي سوزناکشان در قلب دو صف موازي، از سربازان شيعه مقيم پادگان ارتش بيست و يک کردستان مي‌نواختند و آنها با نظمي نظامی اما با شکوه همخواني مي‌کردند و سينه مي‌زدند. در آن‌ سال‌ها و پيش از آنکه سنندج حسينه اي داشته باشد خانواده‌هاي اهل تشيع امجد، مشيري و حسيني بساط روضه‌خواني و سينه‌زني را براه مي‌انداختند و دسته‌هاي نظامي عزادار تا خانه‌هاي اين افراد و سپس تا پادگاني که آن‌زمان در ابتداي جاده مریوان-‌سنندج بود حرکت مي‌کردند. پيشاپيش اين دسته‌ها ، اسبي به هيئت ذوالجناح تزئين مي‌شده چند تن با لباس‌هاي متداول در تعزيه سوار بر اسب‌هايي و با بيرق‌هايي اين هیأت را همراهي مي‌کردند. يک‌بار در کودکی و پيش از رفتنم به دبستان- در تابستان گرم- يکه و تنها و تب‌دار من ذوالجناح آن دسته‌ها- شايد گريخته از مراسم را ديده‌ام که کبوتري سفيد بر زين آن نشسته بود.

soal

... اينها تصاويريست که از مراسم عزاداري در ماه محرم، در سنندج، بياد مي‌آورم و با اينکه اکثريت مردم شهر از اهل سنت بودند در اين مراسم فقط تماشاگر بودند. اما بساط حلوا و شربت نذري در غالب خانه‌هاي شهر را بياد مي‌آورم شايد مردم اهل سنت کردستان با اين حرکت بصورت نمادين به مهمانان و مهاجران شهر اعلام مي‌کردند که: ما نيز در غم شما شريکيم و بي‌آنکه از نظر مذهبي باوری به اين مراسم داشته باشند، حرمت مراسم و اهل تشييع را حفظ مي‌کردند.
و باز تا آنجا که بياد مي‌آورم من هرگز، در سنندج تعزيه نديده‌ام. اما از پدرم شنيده بودم که در قروه و بيجار – شهرهاي شيعه مذهب کردستان- تعزيه نيز برگزار مي‌شده است. بعدها و از زبان محمدعلی عبدالملکی يکي از بازيگران گروه تئاتر شهاب، گروهي که من سرپرست و کارگردان آن بودم- شنيدم که در بيجار تعزيه برگزار مي‌شده و گويا از نسخ تعزيه آنجا هم- چند نسخه به او رسيده بود. اما ترديد دارم که تعزيه‌اي به زبان کردي و يا به زبان گروسي- کردي بيجاري‌ها- اجرا شده باشد.

به قلم: امیررضا-امیرحسین ׀ تاریخ: پنجشنبه 9 اسفند1386 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

برنده ی سیمرغ

نام: امین حیایی

تاریخ تولد: 1349

همسر نیلوفر خوش خلق (بازیگر سینما)

goroohe soal

...............................................

- در دوران تحصیل به فعالیت در تئاتر پرداخت و پس از گرفتن دیپلم، ضمن خدمت سربازی در مرکز هنرهای نمایشی عقیدتی - سیاسی نیروی هوایی فعالیتش را آغاز کرد. در سال 1370 بازیگر یک تئاتر کودکان به کارگردانی ثریا قاسمی بود. در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت جایزه بازیگر نقش دوم برای فیلم براده های خورشید شد.

- خیلی زمان برد تا بتواند به عنوان بازیگر نقش اول در فیلمهای سینمایی بازی کند. در اولین نقش آفرینی اش به عنوان بازیگر نقش اول در فیلم « سیب سرخ حوا » (1378) چندان موفق نبود.

- او در فیلم های سیروس الوند توانست خوش بدرخشد. در فیلمهای هتل کارتن، دست های آلوده و بخصوص در فیلم  مزاحم که متاسفانه بازی زیبای امین حیایی با شخصیت پردازی ضعیف از دست رفت.

- او در سال 1381، رکورددار بود. شش فیلم با بازی او در سال 1381 در سینماهای تهران به روی پرده رفت:  مزاحم، مانی و ندا، مونس، اثیری، رز زرد، بوی بهشت

- بازیهای متفاوت او در سال 1382: عروس خوش قدم و دختر ایرونی و در سال 1383 با فیلمهای « کما » و « مهمان مامان » نام او را به عنوان یک بازیگر توانا سر زبانها انداخت تا جایی که او به عنوان یکی از دو بازیگر برگزیده سال برای بازی در فیلم « دختر ایرونی » از جشن سالیانه ماهنامه دنیای تصویر تندیس حافظ دریافت کرد.

بازی کم نقص و تحسین برانگیز او در فیلم « زن زیادی » در جشنواره بیست و سوم فیلم فجر همچنان نشان از سیر صعودی او در زمینه بازیگری دارد.

- دو همسفر (اصغر هاشمی - 1371)

- دو روی سکه (محمد متوسلانی - 1371)

- پرتگاه (بهرام ری پور - 1372)

- حامی (قدرت الله صلح میرزایی - 1373)

- براده های خورشید (محمدحسین حقیقی - 1375)

- هتل کارتن (سیروس الوند - 1375)

- بادام های تلخ ‌(کاظم معصومی - 1376)

- دست های آلوده (سیروس الوند - 1378)

- سیب سرخ حوا (سعید اسدی - 1378)

- علف های هرز (قدرت الله صلح میرزایی - 1378)

- مونس (حمید رخشانی - 1378)

- تکیه بر باد (داریوش فرهنگ - 79/1378)

- مانی و ندا (پرویز صبری - 1380)

- مزاحم (سیروس الوند - 1380)

- اثیری (محمدعلی سجادی - 1380)

- رز زرد (داریوش فرهنگ - 1381)

- عروس خوش قدم (حبیب الله بهمنی - 1381)

- تب (رضا کریمی - 1381)

- دختر ایرونی (محمدحسین لطیفی - 1381)

- مهمان مامان (داریوش مهرجویی - 1382)

- کما (آرش معیریان - 1382)

- زن زیادی (تهمینه میلانی - 1383)

- شارلاتان (آرش معیریان - 1383)

- سرود تولد (علی قوی تن - 1383)

- پوکر (کاظم راست گفتار - 1383)

- آکواریوم (ایرج قادری - 1383)

- عروس فراری (بهرام کاظمی، 1383)

- ستاره ها (هر سه جلد - فریدون جیرانی، 1384)

- شام عروسی (ابراهیم وحیدزاده، 1384)

- چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم پور، 1384)

- تله (سعید اسدی، 1385)

- میهمان (سعید اسدی، 1385)

- اخراجی ها (مسعود ده نمکی، 1385)

 

مجموعه های تلویزیونی:

- آپارتمان (مجموعه، اصغر هاشمی - 1372)

- روزگار جوانی (مجموعه، شاپور قریب -  1377)

- همسایه ها (مجموعه، محمدحسین لطیفی - 1379)

به قلم: امیررضا-امیرحسین ׀ تاریخ: جمعه 3 اسفند1386 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

درباره وبلاگ

به نـــام خـــدا
چــه جــواب هایی دارد این عـــلامت ســـوال
شروعـــی کرده ایم از جـــنس ؟
جـــمعی عـــاشق
ســـکوت هایمان از جـــنس این عــلامت پــر شــده است
می خـــواهیم باشـــیم با همــه بودن ها و نبودن هــایش
و حــال با تمــام توان این بار با عـــلامتی جـــدید
علامتی ســـوال که دوســـت دارد بخنداند و لحظاتی حتی بگـــریاند
و لحـــظه ای به تامــلی عــمیق فــرو ببریم
دوســـت داریم خنده را روی صـــورت تمـــاشاگران عـــشق نقـــاشی کنیم
دوست داریم باور کنیم کــه می شـــود بود بی دغدغـــه هایی که دور می کند مــا را از هـــنر
دوست داریم باشـــیم برای شــما
که عـــاشقانه از هـــنر و هنـــر مند حمـــایت می کنید
با امـــید به آینـــده گـــــروه نمـــایش ؟
............................
گروه تئاتر سوال فعالیت خود را از سال 1386 در تهران آغاز کرده است.
اعضای گروه سوال (؟) :
احسـان الله دادی
امـیر حـسین تـفـخیمی
امیررضـا جـلالـی
آسـا رضـاخـانی
پــروانه ارســــالی
محمــد پـیــر هوشــیاران

.....................

×× سوابق گروه سوال ××

1. اجـــرای نمایش همه فرزندان مـن در سالن جام جـــم 85

2. اجـــرای نمایش خــرده جنایت های زن و شوهری در سالن جام جـــم سال 85

3. اجـــرای نمایش تانگـــوی تخم مرغ داغ داغ در سالن جام جـــم سال 85

4. اجـــرا ی نمایش پیک نیک در میدان جـــنگ در دانشـــگاه تهـــــران - جنــــوب در سال 86

و اجـــرای نمایش(( پیک نیک در میدان جنگ))در(( فـــــرهنگســـــرای بهمــــن)) از 29 تیـــــر تـــــا

17 مـــــرداد در ســــاعت 17:00 به اجـــــرا در آمــــد.

5. بازیگـــری در فیلم کــوتــاه " سکانس 44 "

6. بازیگـــری در فیلم کــوتــاه " زندان، شــهر، زندان "

7. بازیگـــری در فیلم کــوتــاه " عــوضی های کوچــه 13 "

8. نمـــایش ((در حال تمرین)) در سال 88 " کــاش یه تلمـــبه داشــتیم"

****************************
نمایــش های در حال اجــــرا:

۱. من-مکبث- تو فرزین ریحانی‌راد خانه کوچک نمایش ۱۶/۳۰

2. بوبوک به کارگردان بنفشه اعرابی در تالار اصلی مولوی ۱۸

3. مهر هفتم‌ سعید شاپوری قشقایی ۲۰/۳۰

4. قولنج داود فتحعلی‌بیگی حسین بابایی سنگلج ۱۹

5. تماشاخانه ایرانشهر، سالن شماره 1: "زال و رودابه"کارگردانی نادر رجب‌پوساعت 20:30

6. مرثیه‌ای برای یک سبک وزن‌ ایوب آقاخانی سایه ۲۰/۱۵

7. سگ سکوت طلا معتضدی آروند دشت‌آرای تالار ایرانشهر ۲۰/۳۰

8. خشکسالی و دروغ محمد یعقوبی تالار چهارسو 20/30

9. سالن اصلی تئاتر شهر : نمایش"باغ شکر پاره" به نویسندگی و کارگردانی قطب‌الدین صادقبازیگرانی چون

کرامت رودساز، کاظم هژیرآزاد، سامان دارابی، نوشین تبریزی و رهام مخدومی ساعت 20:15

10. کارگاه نمایش:"مجلس برادرکشی" نوشته تقی همتی‌نیا و سیروس همتی و به کارگردانی

سیروس همتی20:45مدت زمان 45 دقیقه

11.تالار کوچک:نمایش"ویولون‌هایتان را کوک کنید نمایش" کارگردانی

بیتاخارستان یساعت 19


لینکهای روزانه

جستجوی مطالب

طراح قالب

© All Rights Reserved to questiong.Blogfa.com / Theme by: best skin