دیوید
فینچر در 28 آگوست سال 1962 در شهر دنور در ایالت کلورادو آمریکا به دنیا
آمد.وی از هشت سالگی با دوربین هشت میلیمتری شروع به فیلم ساختن کرد.بعدها
در رشته سینما در دانشگاه کالیفورنیا به تحصیل پرداخت.
بعد از فراغت از تحصیل زیر نظر استیون اسپیلبرگ و جرج
لوکاس به تجربیات خود افزود.سپس مدتی برای جان کورتی کار کرد.دیوید در بین
سالهای 1981-1983 به مدت دوسال در استودیوی ای ال ام مشغول به کار شد.همین
امر باعث شد تا برای اولین بار نامش در تیتراژ فیلم بازگشت جدای از سری
جنگ ستارگان ثبت شود.
او در سال 1984 اولین فیلم تبلیغاتی خود را برای انجمن سرطان آمریکا ساخت.این فیلم سبب شد تا وی شانس کارگردانی مستندی در باره ریک اسپرینگ فیلد، خواننده
مشهور دهه هشتاد، را بیابد.کیفیت کار او در آگهی های تبلیغاتی چنان رشدی
کرد که با وجود کم تجربه بودنش شرکت هایی چون نایک، کوکاکولا، سونی ، لی
وایز و چَنِل با او قرارداد بستند.
او در کنار کار تبلیغات به ساخت کلیپ های ویدیویی نیز می
پرداخت. کلیپ های او مانند آگهی هایش از بهترین ها شدند ، کلیپ های افرادی
مثل ، جورج مایکل، مایکل جکسون، بیلی آیدل، آئروسمیت، و رولینگ استونز.
این موفقیت های پی در پی برای فینچر پیشنهاد فیلم بیگانه
3 را به ارمغان آورد. کمپانی فوکس قرن بیستم بدون توجه به این که او فیلم
بلند نساخته بود ، ساخت فیلم شصت میلیون دلاری "بیگانه3" را به او واگذار
کرد. دو قسمت قبلی بیگانه را ریدلی اسکات و جیمز کامرون ساخته بودند.
بیگانه البته که در گیشه
موفق بود ولی فینچر را راضی نکرد برای همین او به ساخت کلیپ های خود ادامه
داد تا سال 1994 که توانست جایزه بهترین ویدیو کلیپ سال را برای کارگردانی
ویدئو کلیپ "عشق قدرتمند" گروه رولینگ استونز از آن خود کند.
بعد از این موفقیت بزرگ
ساخت فیلم هفت به او پیشنهاد شد.فیلم بعدی وی بازی بود که در نوع خود کار
فوق العاده ای محسوب می شود.باشگاه مشت زنی که در سال 1999 ساخته شد کار
بعدی فینچر بود که با نقدهای متفاوتی روبرو شد اما در گیشه موفق بود .
وی در سه سال بعد اتاق امن را کارگردانی کرد.
در سال 2007 فینچر،زودیاک را ساخت.در آن سال همه منتظر نمایش این فیلم بودند.تا اینکه برای اولین بار در جشنواره کن به اجرا در آمد.
هم اکنون نیز فینچر در حال
ساخت فیلم جدیدش تحت عنوان "سرگذشت عجیب بنیامین باتن است. فیلم به داستان
زندگی مردی می پردازد که زندگی وارونه ای دارد و به جای اینکه پیر شود روز
به روز جوان می شود.در این فیلم برد پیت برای سومین بار با فینچر همکاری
می کند.
فینچر در کتابخانه اش بیش
از کتاب فیلم دارد که در آن وسط فیلم های هیچکاک و کوبریک را در جای
جداگانه ای گذاشته ، در گوشه ی اتاقش تلویزیون بزرگی دارد که پهلویش یک
پلی استیشن و ایکس باکس ولو کرده است و بیشتر وقت با آنهابازی می کند
بزرگترین
آرزوهای فینچر عبارتند از اینکه دوست دارد: یک بازی کامپیوتری بسازد ، یک
اپرا را کارگردانی کند،و نسخه ی موزیکال باشگاه مشت زنی را بسازد و
انیمیشنی را که دوست دارد برای بزرگسالان بسازد.
|