تبليغاتX
گـروه تئـاتـر ســــوال ؟

گـروه تئـاتـر ســــوال ؟

مــا زنـده به آنیــم که آرام نگــیریـم ___ مــوجـیم که آســودگـی مـا عـدم مـاست

منوی اصلی

آرشیو مطالب

لینکستان

پشتیبانی

امار وب

امکانات


مرکزهـنرهــای نمــایشــی Opera HouSe
                       

اپرا هاوس سیدنی (در انگلیسی: Sydney Opera House) به معنای "خانه اپرای سیدنی" یکی از متمایزترین بناهای قرن بیستم از لحاظ هنر معماری بشمار می‌رود که در شهر ساحلی سیدنی و در ایالت نیو سات ولز کشور استرالیا قرار دارد. خانه اپرای شهر سیدنی در حال حاضر یکی از مهم‌ترین اماکن توریستی در کشور استرالیا به شمار می‌رود.

یورن اوتزان آرشیتکت و معمار دانمارکی اپرا هاوس شهر سیدنی در سال ۱۹۵۷ به طور غیرمنتظره‌ای برنده طراحی اپرا هاوس شد. نهایتا اپراهاوس در ۲۰ اکتبر ۱۹۷۳ رسما توسط ملکه الیزابت دوم گشایش یافت.

از لحاظ هنری، خانه اپرای سیدنی، یکی از مشهورترین اماکن دنیا برای اجرای هنرهای نمایشی است. البته فقط تعداد اندکی از بازدیدکنندگان با هدف دیدن نمایش به آنجا می‌روند، زیرا محیط اطراف آن فضایی سرشار از آرامش به ارمغان می‌آورد.                  

                     

اپراهاوس شامل پنج سالن تئاتر، پنج سالن تمرین نمایش،‌ دو سالن اصلی،‌ چهار رستوران،‌ شش بار و تعداد زیادی فروشگاه است. گفتنی است که پوسته حلزونی شکل اپراهاوس شامل یک میلیون و ۵۶ هزار تکه سنگ‌گرانیت سوئدی می‌شود.

             

به قلم: امیررضا-امیرحسین ׀ تاریخ: چهارشنبه 28 مرداد1388 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

گفت‌وگو با محمد یعقوبی کارگردان نمایش”خشکسالی و دروغ”

                                

 "خشکسالی و دروغ" نخستین بار در جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر روی صحنه رفت و هم اینک این نمایش اجرای عمومی خود را در تالار چهارسوی مجموعه تئاترشهر آغاز کرده است.

یعقوبی در این سال‌ها ثابت کرده که به موضوعات و مضامین اجتماعی علاقه‌مند است و در تمام آثارش با مسائلی از این دست روبه‌رو بوده‌ایم. اما به تازگی او رویه جدیدی در طرح و پرداخت به مسائل مدنظرش در پیش گرفته است. او در نمایش"خشکسالی و دروغ" مانند"ماه در آب"و " گل‌های شمعدانی" و... به طرح موضوع مدنظرش در قالب و بستری خانوادگی پرداخته است.
به بهانه اجرای نمایش"خشکسالی و دروغ" با محمد یعقوبی گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که می‌خوانید:

‌‌نمایش"خشکسالی و دروغ" به لحاظ ساختار و شیوه اجرایی و ‌‌قراردادهایی که در همه آثارشان وجود دارد، می‌توان در زمره آثار قبلی شما قرار داد، اما به لحاظ مضمون و محتوا این نمایش با سایر آثارتان تفاوت‌های عمده‌ای دارد. قبول دارید نمایش"خشکسالی و دروغ" بیانگر سبک و سیاق و جسارت همیشگی شما در پرداخت به مسائل اجتماعی نیست.

یعنی چی؟

سال گذشته درباره نمایش"ماچیسمو" با هم مصاحبه می‌کردیم و همین اعتقاد را درباره آن نمایش داشتم، اما شما گفتید به این دلیل از جسارت شما خبری نیست، چون این نمایش اقتباسی است.

خوب فضای نمایش"ماچیسمو" کاملاً خارج از کشور بود.

بله من دغدغه‌های شما را به خوبی می‌شناسم و به نوع نگاهتان اشراف کامل دارم. این نمایش ایرانی است اما باز هم فضای کار آن گونه که باید نیست.

منظور شما این است که چرا این نمایش مانند کارهای قبلی من نیست. می‌دانید مشکل کجاست. شما همچنان منتظر"یک دقیقه سکوت" دوم هستید.

"یک دقیقه سکوت"، "دل سگ"، "زمستان 66" و... مبین سبک کاری شما بودند.

خوب این نمایش‌ به لحاظ مضمون و فضاسازی مانند "زمستان 66" ‌است با تفاوت‌هایی در شیوه‌ی دیالوگ‌نویسی.


تماشاگر نمایش‌های شما، تماشاگری است که به خوبی شرایط را درک می‌کند و حتی معانی مختلف واژه 25 را هم در صحنه‌های مختلف به خوبی درک می‌کند. 

در این نمایش گفتند حتی از لب‌زدن هم به جای حرف‌های حذف‌شده استفاده نکنیم. من نمی‌خواستم از واژه استفاده کنم‌‌. لب زدن جنبه تصویری داشت، اما 25 جنبه کلامی دارد.

  در نمایش"گل‌های شمعدانی" مسئله خیلی ساده و سطحی بود، اما نوع   پرداختن به موضوع بود که مخاطب را جذب می‌کرد. اما حالا رویه‌تان را تغییر  داده‌اید و‌ مناسبات و روابط پیچیده را خیلی ساده و سطحی بیان می‌کنید.

 

  منظور شما ‌متن نیست؟ ‌کارگردانی است؟

  نه اتفاقاً منظور من دقیقاً نمایشنامه است.

  من فکر می‌کنم به لحاظ نمایشنامه‌نویسی دیالوگ‌نویسی این متن پیچیده‌تر از کارهای قبلی است.

راجع به تکنیک هم صحبت می‌کنیم، اما در حال حاضر منظور من، نوع پرداخت شما به موضوع و داستان نمایش است.

بخشی از این مسئله برمی‌گردد تفاوت کارهای قبلی من و  ناگفته‌ها‌نویسی در کارهای آخرم. به عنوان مثال در"ماه در آب" علی سرابی در حالی که حرف می‌زد، ما صدای ذهن آیدا را می‌شنیدیم. و حالا در نمایش یک شیوه دیگر از این ناگفته‌هانویسی را تجربه کرده‌ام. دوست داشتم شیوه‌های دیگری برای بیان ناگفته‌ها پیدا کنم، در حالی که گفته‌ها را هم شنیده‌ایم. همه ما ‌ناگفته‌هایی داریم. این نمایش هم همین گونه است. ما یکسری ناگفته‌ها و بعد گفته‌ها را می‌شنویم.

در نمایش‌های قبلی‌تان هم به مضامین اجتماعی و گاهی با پس زمینه‌های سیاسی در یک نهاد مدنی ـ اجتماعی می‌پرداختید. در حال حاضر این نهاد و جامعه مرتب از چند سال پیش تاکنون در حال کوچک شدن است و امروز به یک خانواده 4-3 نفری رسیده است، علت این رویکرد که قطعاً ممیزی نمی‌تواند باشد!

ولی من در"زمستان 66" که اتفاقاً اولین کارم بودم از یک خانواده شروع کردم.

اما در"زمستان 66" یک مسئله اجتماعی محور نمایش بود که در دل خانواده مطرح می‌شد.

بله. اما اتفاق بیرون تاثیر زیادی بر خانواده داشت. واقعیت این است که فکر می‌کنم حتی اگر عمدی هم وجود نداشته باشد، اتفاقی که در بیرون می‌افتد بر نوشتنم تاثیر می‌گذارد. من در نگارش طرح باید به این فکر کنم که علاوه بر دوست داشتن اثر باید قابلیت اجرایی هم داشته باشد. این نمایشنامه از این حیث برای من جذاب است که اگر در داخل خانه دروغ بگوییم و پنهان کاری کنیم، در جامعه هم همین گونه رفتار می‌کنیم. رابطه فردی تاثیر زیادی بر خانواده و رابطه‌های بیرونی دارد.

در ساختار نمایشنامه‌نویسی هم رویکردهای جدیدی را انتخاب کرده‌اید. در این نمایشنامه به خصوص به تکنیک خیلی توجه داشته‌اید و دیالوگ‌نویسی هم به یک رکن اصلی در نمایش‌هایتان تبدیل شده است. این تغییر رویکرد به دلیل نوع موضوع صورت گرفته یا منطق دیگری برای آن داشتید؟
اگر من امروز"یک دقیقه سکوت" را می‌نوشتم شاید از این تکنیک استفاده می‌کردم. آدم‌ تغییر می‌کند. من الان دیگر آن یعقوبی سال 78 که شروع به نوشتن"یک دقیقه سکوت" کردم‌ نیستم. این خیلی مهم است.

در آثار اخیرتان شاهد نوعی طراحی و مهندسی ساختاری هستیم که تا پیش از این در کارهای قبلی‌تان وجود نداشت!
بله درست است.

به نظر می‌رسد در این طراحی غرق شده‌اید. می‌پذیرید؟

شاید! الان که شما این را می‌گویید به آن فکر می‌کنم و حتماً چنین چیزی وجود دارد اما مگر این مسئله؛ اتفاق بدی است؟!

بد نیست! من دنبال علت این تغییر رویکرد هستم.

به هر حال آدم باید راهی پیدا کند برای این‌که با اثرش خود و مخاطبانش را راضی کند.. زمانی با طرح مضمون و زمانی با نوع ساختار و شیوه‌‌ طرح موضوع این اتفاق می‌افتد. شاید من وارد این راه دوم شده‌ام ‌‌.

منبـــع: ایران تئــــاتر

به قلم: امیررضا-امیرحسین ׀ تاریخ: دوشنبه 26 مرداد1388 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

مبانی مینی‌مالیسم و فلاش‌فیکشن
               
طلوع مینی مالیسم
 
در فرهنگ بریتانیکا، ذیل واژه «مینی مالیسم» آمده است:
((جنبشی که در آواخر دهه 1960 در عرصه هنر ها به ویژه نقاشی و موسیقی در آمریکا پا گرفت . وبارزترین مشخصه آن تا کید بر سادگی بیش از حد (صورت) و توجه به نگاه عینی و خشک بود. آثار این هنرمندان گاهی کاملا" از روی تصادف پدید می آمد و گاه زادهء شکل‌های هندسی ساده و مکرر بود. مینی‌مالیست در ادبیات سبک یا اصلی ادبی ست که بر پایه‌ي فشردگی افراطی وایجاز بیش از حد محتوای اثر بنا شده است .آن‌ها در فشردگی وایجاز تا آن‌جا پیش می روند که فقط عناصر ضروری اثر،آن هم در کمترین و کوتاه ترین شکل باقی بماند. به همین دلیل برهنگی واژگانی و کم حرفی از محرزترین ویژگی‌های این آثار به شمار می رود.))

در سال 1955 گردانندگان نشریه آکتسنت" با چاپ داستان‌هایی که به معنای کلاسیک کلمه داستان نبودند، به این جریان دامن زد.  برخی از این داستانک ها حتا از دو سطر فراتر نبودند و بیشتر به  شعری منثور می‌‌ماندند، داستانک هایی که  می شد آن‌ها را در یک دقیقه خواند که این ویژگی ها توجه داستان خوانان را به خود جلب کرد.
جریان مینی‌مالیسم، هم زمان درتئاترهم جایگاه ویژه ای پیدا کرد و آثار بزرگی خلق شد. یکی از مشهورترین نمایشنامه های مینی مالیستی ،نمایش نفس (1969) اثر ساموئل بکت بود که اجرای این نمایش 35 ثانیه بیشتر طول نکشید. به این ترتیب که "صحنه کم نور و خالی است.م قداری زباله در اطراف پراکنده است و فقط صدای فریاد انسانی به گوش می رسد . سپس صدای دم و باز دم نفس یک نفر که بیش‌تر می شود و همراه با آن نور های صحنه که روشن و خاموش می شود و ازنو صدای فریاد به گوش می رسد".
گر چه تاثیر ساموئل بکت، فرانس کافکا، روبرت والز و برتولت برشت بر شکوفایی این جریان روشن است، اما اولین مقاله مینی مالیستی را منصوب به ادگار آلن پو می دانند، مقاله‌ای که آن را اولین بیانیه غیر رسمی مینی مالیست ها دانسته اند.در این مقاله، آلن پو بحث وحدت تاثیر در داستان کوتاه را پیش می کشد و راه رسیدن به آن را در سایهء ایجاز، میسر می داند.
 
 
مغز  کاهو
 
ورا هنری، داستان مینی‌مال را به مغز کاهوی فرنگی تشبيه می کند ،داستانی که زوائد را دور می ريزد و آن‌چه باقی می ماند فقط مغز است ، چیزی که می تواند داستانی ناب باشد.
جیمس توماس در مقدمه  مجموعه"دم داستان " آورده است:داستان های که شما در این مجموعه می خوانید شعبده نمی کند و صدای چهچه  فلوت نیست ،این‌ها نمایشی کوتاه کوتاه یه قطعه ای موسیقیایی است که حواس آدمی را جمع می کند. برخی حال و هوایی به ما می‌بخشد برخی ذهن را بیدار می کند حتا بعضی از آنها ما را به کسانی که دوستش داریم معرفی می کند برخی از این داستان‌ها پدیده های نامأنوس و ناشناخته و اما قابل فهم و درک را در این جهان به ما نشان می دهد. بعضی از آن ها تنهای چند کار کرد دارد و این همان است که یک داستان خوب می‌تواند داشته باشد و بلندی کوتاهی آن چه تفاوتی دارد.وقتی یک داستان می‌تواند، کوتاه بگوید و همه چیز را بگوید.
توماس برنهارد آن گونه شیفته کوتاه نوشتن شد که گفت : «می خواهم همه چیز را در یک جمله بگویم» اما خود او هم بعدها گفت: «هیچ کس نمی تواند همه چیز را در یک جمله بگوید.»
 
ولفوندراچک یک بار نوشت جمله هایی وجود دارد که با یک جمله نمی توان  گفت. مگر کافکا در یاد داشت روزانه هایش ننوشت که غیر ممکن است همه چیز را بگویی و غیر ممکن است همه چیز را نگویی؟
 
 
داستان‌های مينی ماليستی مقدمه‌گريز هستند
 
مقدمه در رمان وداستان کوتاه از بدو پیدایش همواره ،یکی از عناصرساختاری  نویسندگان بوده است.
ازنویسندگان بزرگی چون داستایوسکی وتولستوی گرفته تا ماکسیم گورکی ،گی دی موپاسان ،فاکنر،کافکا وجویس و... مقدمه را به عنوان پلی برای ورود به داستان استفاده کرده‌اند.
 داستان کوتاه ،دو زن نواز،جیمز جویس با این مقدمه شروع می شود:

"غروب گرم سربی ماه اوت بر شهر فرود آمده بود و هوای گرم ملایم ،یاد آور تابستان، در خیابان ها  جریان داشت.در خیابان ها ،که به خاطر تعطیلی یکشنبه مغازه های واقع در آنها بسته بود، جمعیتی شوخ و شنگ موج می زد . چراغ ها ،همچون مروارید های رخشان ، از فرازتیر های بلند ، بر زمینهء زنده ء زیرین که با تغییر مدام شکل و رنگ ، زمزمه ای بی تغییر و بی وقفه به هوای گرم سربی غروب می‌فرستاد ،می‌تابید دو مرد جوان از تپه میدان روتلند پایین آمدندو..."
نویسنده ابتدا با توصیف مکان و زمان و فضا، داستان خود را با مقدمه آغاز می کندو سپس "دو مرد جوان از تپه میدان روتلند پایین آمدند و..." شخصیت ها وکنش داستانی وحرکت برای شکل گیری طرح آغاز می شود. اما این عنصر در داستان‌های مینی‌مال و به ویژه فلاش‌فیکشن ها وجود ندارد.
 
 
نگاهی به فلاش فیکشن‌
 
برای درک بهتر تفاوتی که میان داستان کوتاه و فلاش فیکشن وجود دارد می‌توان نگاهی به یک داستانک انداخت و آن را مقایسه کرد.


گيتار

جان ام دانيل
 
هيچ وقت مرا مثل گيتارش در بغل نمی گيرد. سال هاست که من را آن طوری لمس نکرده.
برای آنکه در آغوش او جا بگيرم ،توی گيتارش می روم.
تمام روز شکلش و صدايش را عوض می کند ، اما ميل در آغوش رفتن را نه.
سرا نجام لال،ناپيدا و بی حرکت در آن جا گرفت و انتظار کشيد.
"عزيزم ، من برگشتم ! يک گيتار نو خريده ام !عزيزم...؟"
 
 
داستان «گیتار» کم‌تر از مقدمه داستان، دو زن نواز جویس است.
استیو ماس  گرد آورنده‌ی این داستان ها معتقد است:
((داستان 55کلمه ای کوتاه‌ترین شیوه داستان سرایی است که در آن هر کلمه ای به دقت انتخاب می شود تا تاثیر گذارتر باشد .اگر "اوهنری "هم ناچار بود داستانی را پشت کارت ویزیت بنویسد همین شیوه را انتخاب می کرد.))
 


ادامه مطلب
به قلم: امیررضا-امیرحسین ׀ تاریخ: چهارشنبه 14 مرداد1388 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

بیضایی "جهانگشای ذیل" را در تئاتر شهر اجرا می‌کند
                         

به گزارش خبرنگار سایت تئاترما، این مدرس، کارگردان و نمایشنامه نویس برجسته تئاتر ایران قرار است آبان و آذرماه امسال نمایش "جهانگشای ذیل" را در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر ببرد. بهرام بیضایی که بی‌شک یکی از تأثیر گذارترین هنرمندان در عرصه تئاتر است از سال 1340 کتابهایی را درباره تئاتر در چین، ژاپن و ایران منتشر کرده که به عنوان منابعی مرجع مورد توجه بسیاری از دانشجویان و علاقمندان به تئاتر هستند.


بهرام بیضایی سال 58 نمایش "مرگ یزدگرد" را روی صحنه برد و بعد از 18 سال نمایش "کارنامه بنداربیدخش" با بازی مهدی هاشمی و پرویز پورحسینی و "بانو آئویی" را با حضور مژده شمسایی و پارسا پیروزفر سال 76 در سالن چهارسو و قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه برد.

نمایش "شب هزارو یکم" اثر دیگری بود که بیضایی سال 82 با حضور بازیگرانی چون اکبر زنجانپور، حمید فرخ‌نژاد، علی عمرانی، مژده شمسایی، پانته‌آ بهرام، بهناز جعفری، شبنم طلوعی، شبنم فرشاد جو و ستاره اسکندری در سالن چهارسو به روی صحنه برد.

این کارگردان برجسته تئاتر نمایش "مجلس شبیه در ذکر مصایب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین" سال 84 در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر با بازی علی عمرانی و مژده شمسایی به روی صحنه برد. بیضایی دو سال بعد نمایش "افرا" را با حضور مرضیه برومند، حسن پورشیرازی، بهرام شاه‌محمدلو، مژده شمسایی، افشین هاشمی، مهرداد ضیایی و هدایت هاشمی در تالار وحدت به روی صحنه برد.

بهرام بیضایی به دلیل شرایطی که در مسیر فعالیت‌های هنری خود با آن روبرو بود و با وجود اینکه بالغ بر 30 اثر نمایشی را به رشته تحریر درآورده در طول ایام هنری خود تا به امروز تنها 8 اثری نمایشی را به روی صحنه برده است که تمامی آین آثار از جمله پرمخاطب‌ترین آثار نمایشی ایران هستند.

نمایشنامه‌های "پهلوان اکبر می‌میرد"، "هشتمین سفر سندباد"، "دنیای مطبوعاتی آقای اسراری"، "سلطان مار"، "چهار صندوق"، "خاطرات هنرپیشه نقش دوم"، "فتح‌نامه کلات"، "سهراب کشی" و "مجلس ضربت خوردن" از جمله آثار مکتوب بیضایی هستند.

به قلم: امیررضا-امیرحسین ׀ تاریخ: سه شنبه 13 مرداد1388 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

سيف الله داد درگذشت
                                 
سيف الله داد درگذشت   
سيف الله داد کارگردان سينما و معاون سابق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي که با ساخت اثر ماندگاري چون "بازمانده" مظلوميت ملت فلسطين را به تصوير کشيد در پي ابتلا به سرطان در 54 سالگي درگذشت. ادامه...
به قلم: امیررضا-امیرحسین ׀ تاریخ: سه شنبه 6 مرداد1388 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

درباره وبلاگ

به نـــام خـــدا
چــه جــواب هایی دارد این عـــلامت ســـوال
شروعـــی کرده ایم از جـــنس ؟
جـــمعی عـــاشق
ســـکوت هایمان از جـــنس این عــلامت پــر شــده است
می خـــواهیم باشـــیم با همــه بودن ها و نبودن هــایش
و حــال با تمــام توان این بار با عـــلامتی جـــدید
علامتی ســـوال که دوســـت دارد بخنداند و لحظاتی حتی بگـــریاند
و لحـــظه ای به تامــلی عــمیق فــرو ببریم
دوســـت داریم خنده را روی صـــورت تمـــاشاگران عـــشق نقـــاشی کنیم
دوست داریم باور کنیم کــه می شـــود بود بی دغدغـــه هایی که دور می کند مــا را از هـــنر
دوست داریم باشـــیم برای شــما
که عـــاشقانه از هـــنر و هنـــر مند حمـــایت می کنید
با امـــید به آینـــده گـــــروه نمـــایش ؟
............................
گروه تئاتر سوال فعالیت خود را از سال 1386 در تهران آغاز کرده است.
اعضای گروه سوال (؟) :
احسـان الله دادی
امـیر حـسین تـفـخیمی
امیررضـا جـلالـی
آسـا رضـاخـانی
پــروانه ارســــالی
.....................

×× سوابق گروه سوال ××

1. اجـــرای نمایش همه فرزندان مـن در سالن جام جـــم 85

2. اجـــرای نمایش خــرده جنایت های زن و شوهری در سالن جام جـــم سال 85

3. اجـــرای نمایش تانگـــوی تخم مرغ داغ داغ در سالن جام جـــم سال 85

4. اجـــرا ی نمایش پیک نیک در میدان جـــنگ در دانشـــگاه تهـــــران - جنــــوب در سال 86

و اجـــرای نمایش(( پیک نیک در میدان جنگ))در(( فـــــرهنگســـــرای بهمــــن)) از 29 تیـــــر تـــــا

17 مـــــرداد در ســــاعت 17:00 به اجـــــرا در آمــــد.

5. بازیگـــری در فیلم کــوتــاه " سکانس 44 "

6. بازیگـــری در فیلم کــوتــاه " زندان، شــهر، زندان "

7. بازیگـــری در فیلم کــوتــاه " عــوضی های کوچــه 13 "

8. نمـــایش در حال تمرین برای جشــــنواره بین المللی تـئــــاتر دانشجویی فجــــر نمایش

"" مـــرده خورهـــــا""

****************************
نمایــش های در حال اجــــرا:

۱. آگراندیسمان حامد امان‌پور قرایی اکبر قهرمانی خانه نمایش ۱۸:۳۰ ۶۶۷۰۰۱۳۱
۲. غرب غم‌زده مارتین مک‌دوناف علی پروشانی تالار اصلی مولوی ۱۹:۴۵ ۶۶۴۱۹۸۵۰
۳. غریبه ای در خانه نوشین تبریزی دلارا نوشین تالار اصلی مولوی ۱۸:۳۰ ۶۶۴۱۹۸۵۰
۴. حسنی و دیوها محمدحسین ناصربخت محمدحسین ناصربخت تالار هنر ۱۷:۳۰ ۸۸۳۰۶۶۴۰
۵. آرش فهیمه میرزایی فهیمه میرزایی کارگاه نمایش ۱۸ ۶۶۴۶۰۵۹۵
۶. بازی استریندبرگ فردریش دورنمات مژگان خالقی تالار کوچک مولوی ۱۷:۳۰ ۶۶۴۱۹۸۵۰
۷. فیروزه بهزاد فراهانی بهزاد فراهانی تالار اصلی تئاتر شهر ۱۸:۳۰ ۶۶۴۶۰۵۹۵
۸. سوگ سیاوش صادق هاتفی سیاوش تهمورث چهارسو ۱۹:۳۰ ۶۶۴۶۰۵۹۵
۹. من حرفی ندارم دنبالشو نگیر فرهاد نقدعلی آشا محرابی سایه ۱۹ ۶۶۴۶۰۵۹۵
۱۰. بیژن و منیژه پرویز سنگ سهیل داوود فتحعلی بیگی سنگلج ۱۸:۳۰ ۵۵۶۲۵۴۴۴
۱۱. جن‌گیر کوروش نریمانی کوروش نریمانی قشقایی ۱۹ ۶۶۴۶۰۵۹۵
۱۲. اتللو ویلیام شکسپیر حمید مظفری تالار ایرانشهر ۱۹ ۸۸۸۱۴۱۱۵


لینکهای روزانه

جستجوی مطالب

طراح قالب

© All Rights Reserved to questiong.Blogfa.com / Theme by: best skin