تبليغاتX
گـروه تئـاتـر ســــوال ؟

گـروه تئـاتـر ســــوال ؟

مــا زنـده به آنیــم که آرام نگــیریـم ___ مــوجـیم که آســودگـی مـا عـدم مـاست

منوی اصلی

آرشیو مطالب

لینکستان

پشتیبانی

امار وب

امکانات


اسكار2010. بررسي بخت درباره الي در اسكار

امیدواری به یک موفقیت بزرگ

"درباره الی" شایسته‌ترین نماینده ایران در اسکار طی یک دهه اخیر است

انتخاب "درباره الی" اصغر فرهادی برای حضور در بخش بهترین فیلم غیر انگلیسی‌زبان هشتاد و دومین دوره اسکار این امید را در سینمادوستان زنده کرده که فیلم می‌تواند بعد از "بچه‌های آسمان" مجید مجیدی در میان نامزدهای نهایی این رشته قرار بگیرد و حتی اسکار هم ببرد.


انتخاب "درباره الی" به عنوان نماینده سینمای ایران برای حضور در مراسم اسکار چندان دور از ذهن نبود، امسال دست سینمای ایران برای انتخاب یک نماینده شایسته چندان باز نبود و گزینه‌های موجود محدودتر از آن بودند که میانشان رقابتی باشد. "درباره الی" با توجه به پتانسیل و به اعتبار جوایزی که برده بهترین گزینه برای حضور در اسکار بود.

"درباره الی" می‌تواند تصویری تازه از سینمای ایران باشد، سینمایی که متهم است محدود شده به نمایش فقر و بدویت و سال‌ها است در دایره موضوع‌های مشابه گرفتار شده است. "درباره الی" تقلیدی از سینمای چهره‌های شاخص سینمای ایران نیست و امضای سازنده‌اش را دارد. کارگردانی که با فاصله از سینماگران جوانی که سیاه‌مشق‌هایشان در جشنواره‌های خارجی دیده شده، سینما را می‌شناسد و دغدغه‌هایش درباره انسان و جامعه معاصر را در قالب درامی جذاب به تصویر کشیده است.

"درباره الی" برخلاف بیشتر فیلم‌های ایرانی بر کلام و دیالوگ استوار نیست و می‌تواند بیننده‌ای که به زبان فارسی آشنا نیست را با خود همراه کند، نوع روایت قصه و کارگردانی فرهادی هم از سطح سینمای ایران بالاتر است. تصوری که بیننده غربی از فیلم ایرانی دارد با آنچه فرهادی مقابل چشمانش قرار می‌دهد متفاوت است و این می‌تواند برگ برنده دیگری برای "درباره الی" در رقابت با فیلم‌های دیگر باشد.

اما این به معنای موفقیت فیلم در اسکار نیست، معرفی "درباره الی" آغاز یک راه سخت است که سینمای ایران نیاز دارد آن را بپیماید و تصویری تازه از خود برای مخاطب غربی ارائه دهد. فرهادی برای به دست آورن اسکار که همیشه از سینمای ایران دریغ شده است راهی دراز در پیش دارد و رقیبان او، آنقدر قوی و جدی هستند که این ویژگی‌ها موفقیت او را سخت می‌کند.

اما آنچه امیدواری به دیده شدن و ارزیابی درست و سنجیده فیلم را بیشتر می‌کند، امتیازهایی است که "درباره الی" دارد و جوایزی که به دست آورده، نقدهای مثبتی که منتقدان خارجی درباره آن نوشته‌اند و حضور موفقی که در اکران‌های داخلی و خارجی داشته است. از این نظر "درباره الی" موقعیتی یگانه دارد.

فیلم موضوعی جهانشمول دارد و درباره از بین رفتن ارزش‌های اخلاقی در جوامع معاصر در قالب داستان نفسگیر و درگیرکننده صحبت می‌کند. این مایه جهانی که کهنه نمی‌شود می‌تواند برای بیننده غربی هم جذاب باشد و ارتباط او با دنیای فیلم را آسانتر کند. سینمای ایران امیدوار است امسال "درباره الی" طلسم ناکامی نمایندگانش در اسکار را بشکند و زنجیره موفقیت‌های فیلم ادامه پیدا کند و فرهادی اولین کارگردان ایرانی باشد که مجسمه اسکار را در دستانش می‌گیرد.

منبع : مهر

به قلم: امیررضا-امیرحسین ׀ تاریخ: یکشنبه 26 مهر1388 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

”لیره شاه” به حمید سمندریان و هما روستا تقدیم شد

              

عوامل اجرای نمایش "لیره شاه" نوشته حمیدرضا نعیمی به کارگردانی آرش دادگر اجرای شب گذشته خود را به حمید سمندریان و هما روستا تقدیم کردند.

این دو هنرمند شب گذشته به تماشای این نمایش نشستند و ضمن دیدار با گروه اجرایی نمایش آن‌ها را قابل توجه دانستند.
سمندریان تصریح کرد: اجرای نمایشی غیر رئالیستی با رگه‌های رئالیستی کار سختی است و بر خلاف تئاترهای امروز ایران که همه یا رئالیستی کامل هستند یا غیر رئالیستی، این نمایش متفاوت اجرا شد.
او از یک دست بودن بازی بازیگران نمایش تقدیر کرد و استفاده کاربردی از صندلی در صحنه را توسط کارگردان بسیار خوب دانست و گفت: این شیوه اجرایی که شما در این نمایش دنبال کردید، شیوه متداول در اجراهای بسیاری از تئاترهای دنیاست.
نمایش "لیره شاه" اثر ویلیام شکسپیر است که این بار با بازخوانی حمیدرضا نعیمی و کارگردانی آرش دادگر ساعت 18 در تالار کارگاه نمایش تئاتر شهر اجرا می‌شود و تاکنون با استقبال گرم تماشاگران مواجه شده است و هنرمندانی مانند امیر اثباتی، بهرام بدخشانی و جمعی از هنرمندان تئاتر از این اجرا دیدن کرده‌اند.
اجرای این نمایش از دوشنبه آینده 27 مهرماه به دلیل میزبانی مجموعه تئاتر شهر از هفتمین جشنواره سراسری تئاتر رضوی، تا یکشنبه 2 آبان ماه تعطیل است و بار دیگر اجرای خود را از 2 آبان در این تالار از سر می‌گیرد.

به قلم: امیررضا-امیرحسین ׀ تاریخ: شنبه 25 مهر1388 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

نگاهی به نمایش”لیرشاه“ نوشته حمیدرضا نعیمی و کارگردانی آرش دادگر

               

  
                   

 

  لیرشاه" حمید رضا نعیمی برگرفته از لیرشاه ویلیام  شکسیر است. اما این نمایش تفاوت‌هایی هم با اثر شکسپیر دارد. نوعی طنز در این اثرغالب می‌شود که خواه ناخواه تراژدی شکسپیر را  تحت‌الشعاع خود قرار می دهد.بنابراین در وهله اول یک کمدی تراژیک در صحنه شکل می‌گیرد که ساختاری مدرن و  قرن بیستمی است.


همان تلاش‌هایی که بکت، یونسکو، دورنمات، آدامف، و دیگران در نیمه قرن بیستم در صحنه نمایان ساختند. از سوی دیگر در متن نعیمی، خانواده گلاستر محور می‌شوند تا یک جریان سیاسی و بحث قدرت یافتن را نمایان سازند. آنچه شکسپیر مد نظر دارد؛ نوعی بینش عرفانی است که جاه طلبی و قدرت را زیر سوال می‌برد. اما نعیمی به مباحث سیاسی و بیرونی بها می‌دهد تا بخواهد ما را به کنکاشی درونی و عرفانی سوق دهد.

ترکیب آرش دادگر و حمید‌رضا نعیمی سال‌هاست که چنین اقتباس‌هایی را دنبال می‌کنند تا در صحنه تفسیر نوین و امروزی خود را از متون کلاسیک ارائه کنند. چنانچه در اثر فعلی نیز این به روز نمایی توسط پلی استیشن،‌ لباس بازیگران، و برخی از کلمات و حضور ثانوی بوکوفسکی صورت گرفته است. بازیگران شلوار جین و پیراهن سیاه پوشیده‌اند و با کروات‌هایی به رنگ سفید، زرد و قرمز در صحنه شرکت کرده اند. موسیقی هم همین گونه است. موسیقی قطعات متنوعی از موسیقی امروزی است. همین خود فاصله لازم را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند که با یک اثر تاریخی مواجه نیست، بلکه این موقعیت در زمان حاضر نیز می‌تواند مابه‌ازای بیرونی داشته باشد. یعنی همه چیز برای بیان شرایط ضد انسانی حاکم فراهم است. ما در دنیای امروز و حتا در ریزترین روابط خانوادگی هم گاهی با چنین سلطه جویی‌هایی روبرو می شویم. بنابراین بحث، اهمیت لازم را در صحنه پیدا می‌کند تا هر یک از تماشاگران به دنبال برداشت‌های شخصی خود باشند. مطمئناً در این شرایط بالقوه هر کسی تاویل خود را به همراه خواهد داشت و اجرا نیز با تاکید بر چنین نگره ای تدوین شده است.
گلاستر پیر و دو فرزندش ادموند و ادگار محور اصلی می‌شوند تا در پوسیدگی روابط خانوادگی لیر رخنه کنند، و فر‌د‌ی مثل ادموند تمام عقده‌مندی‌های خود را در این بازی بی‌قاعده و شوم تلطیف نماید. او در پی انتقام گرفتن از ادگار و قوانین دست و پاگیر و ناعادلانه زمانه خویش است. آدگار، برادری که ارث برنده خانواده گلاستر است. او اما در عیش و نوش زندگی را به افول می‌کشاند. ادموند می داند این هرز‌‌گی را می‌شود، جایی به بیراهه کشاند چنانچه دسیسه می‌کند تا نامه‌ای بنویسد از زبان ادگار که می‌خواهد پدر را به قتل برساند. در این بلبشو همه چیز ممکن می‌شود و ادگار در لباس بیچارگی لحظه شماری می‌کند تا انتقام خود را از ادموند بستاند.
گانریل و ریگان، دختران ناخلف لیر، هم در این بازی شوم قهقرا را می پیمایند و سقوط تراژیک آنان را با خود به همراه خواهد آورد. اما ادموند هم نمی‌تواند به راحتی چیرگی خود را بر دیگران اعلام کند. او هم یک قربانی است با تمام شیطنت‌های پیش بینی ناپذیرش.
دادگر همان طور که در متن به تحلیلی روزآمد اهمیت می‌دهد، در اجرا نیز بر آن است تا نو و متفاوت بنماید. ضرباهنگ تند را برای بیان مسائل انتخاب می‌کند تا همه چیز در ورطه عمل خودنمایی کند. بازیگران پرشتاب صندلی‌های سفید را جابه جا می‌کنند تا تغییرهای صحنه‌ای تداعی شود. همین صندلی‌ها چیدمان‌های متفاوتی را ایجاد می‌کند تا تنوع دیداری به همان ضرباهنگ تند کمک بیشتری کند.
موسیقی نیز بر این فضا تاثیرگذار است تا ضمن جریان پر شتاب، ذهن تماشاگر از خستگی احتمالی در امان باشد و مانند موسیقی بازی ها ناکوک و فالش نشود.
بازیگران هم بر آن هستند تا در القای نقش‌ها کاملا بیرونی عمل کنند و با جدا شدن از نقش، در تعمیم پذیری نقش‌ها بکوشند. رضا بهبودی در ارائه نقش ادموند بر آن است تا مرموزانه تر عمل کند، و این نقش را به جایی برساند که تحلیل‌های محکمتری در اذهان شکل بگیرد. بازی خطرناک قدرت در بازی بهبودی نمود عینی می‌یابد. برای همین گاهی او مجبور به ارائه نقشی متین و مظلوم است، و گاهی ‌سکوت خود را مقتدرانه می‌شکند تا بگوید چندان هم راضی به پذیرش این سرنوشت نیست که همه چیز از سیطره‌اش خارج بشود و حتا میراث خوار پدر خود هم نباشد. گاهی مرموزانه ریگان و گانریل را در یک بازی پنهان برای اهداف شوم خود رسوا می‌کند. در پایان هم خود‌ قربانی می‌شود چون این بازی حد و مرز مشخصی دارد و رسوایی گاهی و در نقطه‌ای معلوم گریبان‌گیر خودمان می‌شود. این همه پیچ و خم در بازی بهبودی عیان می‌شود تا قدرت بازی او را اثبات کند. بازیگر در صحنه باید چون مهره‌های شطرنج خلاقه و اندیشمند حاضر باشد تا از کیش و مات دور بماند و در نهایت هم بازی را به نفع بازی دهنده تمام کند.
بازیگران دیگر هم از این قاعده پیروی می کنند و هر یک بنابر نقش ارائه شده، سعی بر آن دارند تا جنب و جوششان شکل عینی تری بنماید.
هماهنگی بین بازیگران کار آرش دادگر بوده ‌که کم هم نمی‌گذارد تا از آن‌ها فعالیتی در خور تامل در صحنه بخواهد. فعالیتی که در آن بیان بدن به اندازه بیان کلام و حتا فراتر از آن نمود می‌یابد تا قدرت اجرا افزون‌تر شود. طراحی صحنه هم در یک فضای باز و با چیدمان متنوع صندلی‌ها عیان می‌شود. حضور بازیگر در این طراحی نقش عملی و عینی دارد، اوست که صندلی‌ها را می‌آورد و می‌برد. بازیگر است که در کنار صندلی قرار می‌گیرد یا بر آن می‌نشیند تا یک لحظه نمایشی را تدارک ببیند. بنابراین یک فضای سیال و متخیل داریم تا ذهن تماشاگر در تکاپوی تجسم یک واقعیت چشمگیر باشد. واقعیتی که در دانستگی متوقف می‌شود چون بازدارنده است. هیچ کس نمی‌خواهد شوم بودن خود را ببیند! همه قدرت را بزرگ و متعالی می‌بینند که در تصاحبش می‌کوشند و از بین بردن دیگران را یک امر طبیعی تلقی می‌کنند. اما در این اجرا قدرت یافتن شوم می‌نماید و همین برای هر تماشاگری بازدارنده است. 
نعیمی بر خلاف شکسپیر کردلیا و لیر را به هم می‌رساند و از قتل فجیع کردلیا و جنون افسارگسیخته لیر خبری نیست. به هر حال بازی سمت و سوی دیگری پیدا کرده است و ما با یک جریان تلخ و گزنده دیگر همسو شده‌ایم.  

به قلم: امیررضا-امیرحسین ׀ تاریخ: شنبه 25 مهر1388 ׀ موضوع: ׀ لینک به این مطلب ׀

درباره وبلاگ

به نـــام خـــدا
چــه جــواب هایی دارد این عـــلامت ســـوال
شروعـــی کرده ایم از جـــنس ؟
جـــمعی عـــاشق
ســـکوت هایمان از جـــنس این عــلامت پــر شــده است
می خـــواهیم باشـــیم با همــه بودن ها و نبودن هــایش
و حــال با تمــام توان این بار با عـــلامتی جـــدید
علامتی ســـوال که دوســـت دارد بخنداند و لحظاتی حتی بگـــریاند
و لحـــظه ای به تامــلی عــمیق فــرو ببریم
دوســـت داریم خنده را روی صـــورت تمـــاشاگران عـــشق نقـــاشی کنیم
دوست داریم باور کنیم کــه می شـــود بود بی دغدغـــه هایی که دور می کند مــا را از هـــنر
دوست داریم باشـــیم برای شــما
که عـــاشقانه از هـــنر و هنـــر مند حمـــایت می کنید
با امـــید به آینـــده گـــــروه نمـــایش ؟
............................
گروه تئاتر سوال فعالیت خود را از سال 1386 در تهران آغاز کرده است.
اعضای گروه سوال (؟) :
احسـان الله دادی
امـیر حـسین تـفـخیمی
امیررضـا جـلالـی
آسـا رضـاخـانی
پــروانه ارســــالی
.....................

×× سوابق گروه سوال ××

1. اجـــرای نمایش همه فرزندان مـن در سالن جام جـــم 85

2. اجـــرای نمایش خــرده جنایت های زن و شوهری در سالن جام جـــم سال 85

3. اجـــرای نمایش تانگـــوی تخم مرغ داغ داغ در سالن جام جـــم سال 85

4. اجـــرا ی نمایش پیک نیک در میدان جـــنگ در دانشـــگاه تهـــــران - جنــــوب در سال 86

و اجـــرای نمایش(( پیک نیک در میدان جنگ))در(( فـــــرهنگســـــرای بهمــــن)) از 29 تیـــــر تـــــا

17 مـــــرداد در ســــاعت 17:00 به اجـــــرا در آمــــد.

5. بازیگـــری در فیلم کــوتــاه " سکانس 44 "

6. بازیگـــری در فیلم کــوتــاه " زندان، شــهر، زندان "

7. بازیگـــری در فیلم کــوتــاه " عــوضی های کوچــه 13 "

8. نمـــایش در حال تمرین برای جشــــنواره بین المللی تـئــــاتر دانشجویی فجــــر نمایش

"" مـــرده خورهـــــا""

****************************
نمایــش های در حال اجــــرا:

۱. آگراندیسمان حامد امان‌پور قرایی اکبر قهرمانی خانه نمایش ۱۸:۳۰ ۶۶۷۰۰۱۳۱
۲. غرب غم‌زده مارتین مک‌دوناف علی پروشانی تالار اصلی مولوی ۱۹:۴۵ ۶۶۴۱۹۸۵۰
۳. غریبه ای در خانه نوشین تبریزی دلارا نوشین تالار اصلی مولوی ۱۸:۳۰ ۶۶۴۱۹۸۵۰
۴. حسنی و دیوها محمدحسین ناصربخت محمدحسین ناصربخت تالار هنر ۱۷:۳۰ ۸۸۳۰۶۶۴۰
۵. آرش فهیمه میرزایی فهیمه میرزایی کارگاه نمایش ۱۸ ۶۶۴۶۰۵۹۵
۶. بازی استریندبرگ فردریش دورنمات مژگان خالقی تالار کوچک مولوی ۱۷:۳۰ ۶۶۴۱۹۸۵۰
۷. فیروزه بهزاد فراهانی بهزاد فراهانی تالار اصلی تئاتر شهر ۱۸:۳۰ ۶۶۴۶۰۵۹۵
۸. سوگ سیاوش صادق هاتفی سیاوش تهمورث چهارسو ۱۹:۳۰ ۶۶۴۶۰۵۹۵
۹. من حرفی ندارم دنبالشو نگیر فرهاد نقدعلی آشا محرابی سایه ۱۹ ۶۶۴۶۰۵۹۵
۱۰. بیژن و منیژه پرویز سنگ سهیل داوود فتحعلی بیگی سنگلج ۱۸:۳۰ ۵۵۶۲۵۴۴۴
۱۱. جن‌گیر کوروش نریمانی کوروش نریمانی قشقایی ۱۹ ۶۶۴۶۰۵۹۵
۱۲. اتللو ویلیام شکسپیر حمید مظفری تالار ایرانشهر ۱۹ ۸۸۸۱۴۱۱۵


لینکهای روزانه

جستجوی مطالب

طراح قالب

© All Rights Reserved to questiong.Blogfa.com / Theme by: best skin