| وقتی همه خوابیم پس از سگ کشی،یک خودزنی اساسی از سوی بهرام بیضائی است که در مذمت سینما و منزلت تئاتر شکل گرفته است.
بیضائی البته پیش از این نیز، در (می شود گفت) تمامی آثار تصویری خود،
جایگاه والای صحنه و نمایش های صحنه ای را پاس داشته است ولی در هیچ یک از
آن آثار،به مانند وقتی همه خوابیم،تیغ را با هدف دو نیم کردن سینما،به کمر
نیاویخته است.
از سوی دیگر آخرین فیلم بیضائی نمایانگر موضوعی است به هر حال
آزاردهنده که نام خاصی را هم البته نمی توان برای آن برگزید.موضوعی است
آشنا که در محدوده ی بسیار باریک و فشرده ای از مرزهای دو نگرش،یا دو
تمایل،یا دو نوع نگاه به وجود می آید.یکی نگاه یا نگرش یا تمایل فیلمسازی
چون بهرام بیضائی و دیگری نگرش یا نگاه یا تمایل اداره کنندگان هنرهای
تصویری این جامعه،از جمله سینما که در یک بازخورد طنزگونه و نه از سر
اتفاق البته،دارندگان این تمایل دوم،احترام فوق العاده ای را هم برای
بهرام بیضائی قائل هستند.لازم به توضیح است که این ااره کنندگان گرفتار،
به راستی خواستار آن هستند که بیضائی فیلم بسازد(با هر درونمایه ای که
خودش انتخاب می کند)،فیلمش در رویدادهایی چون جشنواره فیلم فجر به نمایش
گذاشته شود و در آخر او و اثرش جوایزی مانند سیمرغ و دیپلم و لوح دریافت
نماید.
و حالا در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر،بهرام بیضائی با "وقتی همه
خوابیم"، نخستین مرحله از خواسته های سه گانه ی اداره کنندگان یادشده را
پشت سر گذاشته است.فیلمی ساخته است به هر حال بیضائی وار با تمام نشانه ها
و پارامترهای شناخته شده ای که از دوران "رگبار" به این طرف، وجهی آشکار
از یک سلیقه(یا هویت؟)سینمایی را به وجود آورده اند.
درونمایه ی فیلم هم همان مضمون موردعلاقه ی بیضائی "سال به سال دریغ از
پارسال" است که جلوه های بیرونی آن در فیلمی مانند سگ کشی- و در یک نمود
حداکثری-مشاهده شده بود.این بار در "وقتی همه خوابیم" بیضائی هم چنان از
نگاه یک سیاه بین نا امیدکه هیچ راه و منظر و روزن امیدی را در دسترس نمی
بیند به پرورش مضمون مورد علاقه ی خود پرداخته است و فیلمش را در مقام
تهیه کننده به جشنواره ی فیلم فجر ارائه نموده است.
با نمایش آخرین ساخته ی بیضائی در بخش بین الملل جشنواره فیلم فجر مشخص
است که سازنده ی رگبار و چریکه...وباشو...دومین میل فرهنگی اداره کنندگان
سینمای این سرزمین را هم برآورده نموده است و به احترامی که از سوی مدیران
تصویری این سرا نثار او می شود،با قدردانی و قدرشناسی پاسخ گفته
است.بنابراین به نظر می رسد که فقط آن بخش واپسین خواسته های اداره
کنندگان هنردوست، شامل تکریم و تشویق بیضائی و فیلمش باقی مانده است که به
هر صورت،در ایام پایانی جشنواره بیست و هفتم،آن نیز به مرحله ی اجرا
گذاشته خواه شد و پروسه ی مواجهه ی خردمندانه با فیلمسازی مانند بهرام
بیضائی در آخرین نقطه ی ماهیتی ومنطق محور خود به پایان خواهد رسید. نشست نقد و بررسی “وقتی همه خوابیم” با
حضور بیضایی و بازیگران فیلم شامل مژده شمسایی، علیرضا جلالیتبار، هدایت
هاشمی، محمدرضا درویشی، شقایق فراهانی و حسام نواب صفوی برگزار شد.
کارگردان فیلم در ابتدای این نشست از
عواملی که وی را در برابر “جوخه آتش” تنها نگذاشتتد سپاسگزاری کرد و در
ادامه درباره ارتباط این فیلم و شرایط تولید “لبه پرتگاه” گفت: فیلمنامه
را بعد از “لبه پرتگاه” نوشتم که درباره پشت صحنه “حاجی آقا آکتور سینما”
اولین فیلم سینمای ایران بود. “وقتی همه خوابیم” امتداد اولین فیلم تاریخ
سینمای ایران است.
وی ادامه داد: این فیلم یک سهگانه است که
“اعتراض” و “لبه پرتگاه” دو فیلم دیگر آن هستند. این سهگانه درباره فیلم
ساختن در سینما است. فیلمنامه “اعتراض” را سالها قبل نوشتم و دوست دارم
روزی آن را بسازم. داستان درباره آذر شیوا و اعتراض او به اتفاقی است که
باعث بسته شدن پرونده کاری این بازیگر شد.
این کارگردان سینما در ادامه بیان کرد:
سینمای فارسی و روشنفکرانه هر دو در آن دوران به آذر شیوا حمله کردند و
فیلمسازی مانند من نمیتواند این اعتراض را فراموش کند. من برای ساختن
“اعتراض” با شیوا صحبت کردم، اما او از فیلمنامه خوشش نیامد، چون خاطره
خوبی از آن دوران نداشتاما موضوعی که احتمالاْ از نظر برخی از مخاطبین این فیلم بیضائی - و در
روند حرکتی این پروسه ی هنری- پنهان نمانده است، به اضافه کاری این
کارگردان اندیشه ورز، در طی نمودن آن خواسته های سه گانه که با یک شیوه ی
"خودتخریبی محض"، از سوی بیضائی انجام گردیده است و برنامه ی سه مرحله ای
اداره کنندگان سینما را(با یک کوبیده اضافه!) به یک پروسه ی چهار مرحله ای
تبدیل نموده است.
تا اینجا بهرام بیضائی در "وقتی همه خوابیم"، پس از حدود یک دهه دو.ری
از سینما، فیلم خود را ساخته است(مرحله اول)، ماهیت و وجود خود و امثال
خود را نفی کرده است(مرحله اضافه)،فیلم را در جشنواره فیلمفجر نمایش داده
است(مرحله دوم) و با تشویقی نه چندان غلیظ هم مواجه خواهد شد(مرحله
پایانی).
اما این که چرا بیضائی با اثری مانند آخرین فیلم خود،چنین دست تطاول بر
خود گشوده است،پرسشی است که پاسخ آن را باید از خود بیضائیدریافت کرد و
جالب اینجاست که حتی آن اداره کنندگان سینمادوست نیز،شدیداْ مشتاق دستیابی
به این پاسخ هستند و در حالی که به عینه اصراری بر این گونه خودزنی های
سینمایی ندارند و مطلوب نهان و نمایان خود را صرفاْ در حضور چهره هایی چون
بیضائی در حوزه های مدیریتی خود برآورد کرده اند،از این رویکرد سینمایی
بیضایی در زمستان به تبسم در آمده اند.
ایکاش بیضائی با همان کهنه مردرند تولید فیلم،حمید اعتباریان کنار می
آمد و سراغ از این قبیل انتقام جویی های جوان منشانه-والبته کهنه شده- نمی
گرفت.چرا که در آن صورت، حداقل به این محدوده از توهین های پوزخندساز وارد
نمی شد و راه خود را می رفت،طبق همان برنامه ی سه مرحله ای توصیف شده
|